ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۲, دوشنبه

خداحافظی طولانی؛ لاله زاری که دیگر لاله زار نیست!

خیابان لاله زار در گذشته یکی از مهمترین مراکز تئاتر و سینمای ایران به شمار می رفت اما امروز بیشتر سالن های آن مخروبه هستند یا به انباری برای مغاز ه های الکتریکی تبدیل شده اند.
به گزارش مهر، «لاله زار» یکی از خیابان های قدیمی تهران به شمار می رود. این خیابان در دوره ای یکی از مهمترین مراکز تئاتر و سینمای کشور با ۱۶ سالن سینما و ۶ سالن تئاتر بود و سینماهایی چون سارا، رکس، خورشید، فردوسی، البرز، ایران، مایاک، مرجان، متروپل، کریستال، تابان، فاروس، رودکی، شهرزاد و مترو در این منطقه فعال بودند.
سینماهای این خیابان اما کم کم از رونق افتادند و در نهایت طی سال های اخیر کاملا تعطیل و تبدیل به انبار شده اند و البته جای آنها تعداد قابل توجهی سینمای مجهز در نقاط مختلف پایتخت ساخته شده و به بهره برداری رسیده اند.


این روزها که وارد لاله زار می شویم تنها مغازه و فروشگاه های الکتریکی می بینیم و جوانانی که هیچ خاطره ای از این خیابان و سینماهای آن ندارند «لاله زار» را بورس الکتریکی های تهران می دانند. این روزها دیگر کسی به لاله زار نمی رود که فیلم ببیند بلکه همه می آیند تا لوازم الکتریکی مورد نیاز خود را خریداری کنند.
پس از اینکه راسته لاله زار دیگر پاتوق سینماروها نبود، صاحبان این سینماها که اکثرا از بخش خصوصی بودند درخواست تغییر کاربری سینمای خود را دادند و تعدادی از آنها برگه انحلال سینما را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته اند اما با توجه به اینکه تغییر کاربری نیازمند پرداخت عوارض سنگینی به شهرداری است، ساختمان سینما مخروبه باقی مانده و گاه به صورت انبار از آن استفاده می شود، البته در این میان، سرمایه گذارانی هستند که سینماهای متروکه را خریداری کرده اند تا بتوانند پاساژ بسازند.
در سال های اخیر گاهی متولیان دولتی سینما در تلاش بودند تا بتوانند طرحی را ارائه دهند تا لاله زار به عنوان یک گذار فرهنگی و هنری در تهران احیا شود، اما هیچ کدام از این برنامه ها به اجرا درنیامده که البته فضای حاکم بر خیابان لاله زار و تبدیل آن به یک خیابان کاملا تجاری سبب شده تا برنامه هایی که برای احیای لاله زار به عنوان پاتوقی فرهنگی و به ویژه سینمایی از سوی دولت ارائه شود به نتیجه نرسد.
در اینکه اهالی سینما به ویژه قدیمی های آن همچنان دوست دارند تا لاله زار به عنوان یک خیابان هنری به کار خود ادامه دهد و سینماها در آن احیا شود شکی نیست، اما ساکنان اصلی این خیابان هم به این کار تمایل دارند؟ این سوالی است که ما از کسبه خیابان لاله زار پرسیدیم.
در این گزارش نه تنها نظر کسبه را درباره احیای سینماهای لاله زار می خوانید، بلکه گفتگوهایی با تعدادی از افرادی که سال ها در سینماهای لاله زار کار کرده اند و امروز با تعطیلی سینما باز هم در کنار سینمای مخروبه حضور دارند و به کارهای متفرقه می پردازند، داشته ایم. با ما در این گزارش همراه باشید:
از سمت میدان امام خمینی که وارد لاله زار می شویم اولین سینمایی که به چشم می خورد سینما «سارا» است؛ یکی از قدیمی ترین سینماهای لاله زار که از رنگ و بوی سینما بودن تنها یک نام برای آن باقی مانده است.
نکته قابل توجه این است که اینجا اگر به سردر ساختمان ها دقت نکنیم بی شک نمی توانیم سالن های سینما را از انبارها و ساختمان های متروکه تشخیص دهیم و سینما «سارا» هم یکی از همین سالن هایی است که برای پیدا کردنش باید سرمان را بالا بگیریم در غیر این صورت آن را با یک واحد انبار برای هزاران فروشگاهی که در این خیابان وجود دارد، اشتباه می گیریم.
فرامرز تقی پور صاحب یکی از مغازه های الکتریکی در ابتدای خیابان لاله زار از سمت میدان امام خمینی و جنب سینما «سارا» است. او می گوید از سال ۱۳۴۶ این مغازه در لاله زار قرار دارد و از پدربزرگ به پدر و حالا به او ارث رسیده است. از او درباره سینما «سارا» می پرسم و اینکه چه چیز از این سینما به خاطر دارد.
این فروشنده می گوید سینما «سارا» در سال های دور جزو سینماهای لوکس لاله زار به شمار می رفت و بعدا کم کم تبدیل به یکی از سینماهای درجه ۲ و ۳ شد، زمانی در این سینما مردم برای  تماشای فیلم می آمدند اما رفته رفته این مکان مخروبه و حتی بعدها محلی برای تجمع معتادان شد. صاحب این سینما فردی به نام صادقیان بود که بعد از فوت او این سینما به دست ورثه افتاد و شرایط مدیریت آن تغییر کرد.
تقی پور معتقد است بعد از اینکه سینما از کاربرد اصلی خود که همان نمایش فیلم است فاصله گرفت محلی برای معتادان شد. به هر حال این سینما نزدیک به ۱۰ سال است که تعطیل شده است و در حال حاضر به صورت غیر رسمی به عنوان یک انبار از آن استفاده می شود.
از او می پرسم درِ این سینما که مهر و موم شده پس چگونه تبدیل به یک انبار شده است. وی پاسخ می دهد که سینما از پشت خیابان لاله زار یک ورودی دارد که مردم از طریق آن به داخل سینما می روند.
زمانی که می پرسم در صورت امکان، این سینما و یا سینماهای دیگر می توانند دوباره در لاله زار به روزهای اوج خود برسند، می گوید پردیس های سینمایی که در نقاط مناسب تهران قرار دارد هم توجیه اقتصادی مناسبی برای صاحبان خود ندارد چه رسد به خیابانی که حالا تبدیل به یک خیابان کاملا تجاری شده است. از طرف دیگر ملک در این خیابان بسیار گران است، قیمت یک مغازه کوچک بین ۵ تا ۶ میلیارد تومان است، حال تصور کنید که قیمت سینما «سارا» چقدر است. چند سال پیش این سینما توسط فردی خریداری شده که این شخص مغازه های اطراف این سینما را هم خریده است تا بتواند آن را تبدیل به پاساژ کند. پس این امر نشان می دهد که ساخت پاساژ و مغازه در این خیابان به صرفه تر است.
وی می افزاید: چند سال ها پیش اعلام کردند که قرار است این خیابان دوباره به عنوان یک مرکز فرهنگی هنری احیا شود، اما باید به این مساله توجه کرد که آیا خانواده ها حاضر هستند از چنین محیط کاملا تجاری به عنوان یک مرکز فرهنگی هنری استفاده کنند.
می پرسم چطور در گذشته مردم برای دیدن فیلم به این خیابان می آمدند، می گوید: در گذشته در لاله زار دو نوع زندگی جریان داشت، زندگی روزانه که محل کسب و کار برای صنوف مختلفی چون الکتریکی ها و خیاط ها بود و بعدازظهرها که سالن های تئاتر و سینما فعالیت خود را آغاز می کردند، هنرمندان و ستارگان سینما در این خیابان و در سینماها رفت و آمد داشتند.
از سینما «سارا» که فاصله می گیریم، سمت چپ لاله زار با سردر متفاوتی مواجه می شویم، سردری که شامل یک مجسمه است و زیر مجسمه نوشته شده است «تئاتر تهران».
هوشنگ سود علی زاده ۴۰ سال است که در مجاورت «تئاتر تهران» مغازه الکتریکی دارد. او می گوید: نمی توان انتظار داشت که لاله زار مانند گذشته مرکز فرهنگی برای تئاتر و سینما شود، چرا که کاربری آن کاملا تجاری شده و با توجه به گذشت سال ها مردم نیز مراکز دیگری را برای تفریح انتخاب کرده اند. سال ها است که سینماهای لاله زار بسته شده و مردم فراموش کرده اند که این خیابان زمانی مرکز سینما و تئاتر تهران بود. البته «تئاتر تهران» از این امر مستثنی است، چند سال پیش آمدند و گفتند که می خواهند این سالن را تبدیل به موزه تئاتر کنند، بعد بخش هایی از این سالن را تخریب کردند، درش را بستند و رفتند. حالا که خبری از آنها نیست.
او معتقد است که در سال های پرشور لاله زار، هنرمندان هم تاثیر بسیار زیادی در استقبال مردم از سینما و تئاتر داشتند، هنرمندان در گذشته مردمی تر بودند و همین مساله سبب می شد تا مردم بیشتر به سینما و تئاتر بروند. سود علی زاده خاطره ای از آن روزهای لاله زار تعریف می کند و می گوید به خاطر دارم «علی میری» که آن زمان به «رینگو رشت» معروف بود، با یک دوچرخه به لاله زار می آمد و دوچرخه خود را در ابتدای این خیابان می گذاشت و تا کنار تئاتر تهران پیاده می آمد مردم هم به عشق دیدن او از لاله زار پا به پای «میری» می آمدند و بعد بلیت نمایش های این بازیگر را می خریدند.
سودعلی زاده در نهایت می گوید لاله زار، آن لاله زار قدیمی نمی شود زیرا مردم، هنرمندان و جامعه تغییر کرده اند.
از «تئاتر تهران» فاصله می گیریم، همین طور که بالا می رویم به کوچه باربد می رسیم، کوچه ای که از مغازه های لوازم الکتریکی لبریز شده است، اما باربد یک کوچه معمولی نیست، کوچه ای است که در سال های نه چندان دور ۶ سالن سینما در آن قرار داشت. ۶ سالن سینما برای کوچه ای مانند باربد بسیار زیاد است. همین که وارد کوچه می شویم، تابلوی سینما «نادر» را می بینیم. به سمت تابلو می رویم و می بینیم که سینما «نادر» هم مانند همه سینماهای دیگر این خیابان تعطیل است.
به سراغ یک مغازه زیرپله ای کنار این سینما می رویم. صاحب آن می گوید هرچه می خواهید از سینما بدانید باید از محمدآقا بپرسید، کمی پایین تر پارکینگ موتورسوارها است. محمد آقا نگهبان پارکینگ است.
از درِ آهنی کوچک که وارد می شویم در پارکینگ موتورها از کسی می پرسیم محمدآقا را کجا می توانیم پیدا کنیم، با دست یک اتاقک را نشان می دهد، در تضاد روشنی بیرون و تاریکی درون اتاقک، سایه ای را می بینیم که روی یک صندلی نشسته است. به سمت اتاقک می رویم و با مردی روبرو می شویم که آقا محمدِ سینما «نادر» است.
محمد اسکندری نزدیک به ۵۲ سال است که در سینما «نادر» کار می کند. تا قبل از تعطیلی این سینما بوفه دار بود و حالا به عنوان نگهبان این سینما و پارکنیگ موتورسواران که زمانی جزئی از سینما «نادر» به شمار می رفت، کار می کند. از صبح تا شب روی صندلی می نشیند و به جای اینکه به تماشاگران سینما خوراکی بفروشد، از موتورهای موتورسوارانی که در لاله زار کار می کنند، محافظت می کند. او می گوید سال ها پیش بخشی از پارکینگ موتورسوارها، استودیوی صدای «ایران فیلم» بود.
از آقا محمد درباره سینما «نادر» و روزهای پرفروغ این سینما می پرسیم. لبخندی می زند و می گوید: زمانی سینما تفریح اصلی مردم تهران بود، مردم بیکار که می شدند. ذایقه مردم در فیلم دیدن به دو دسته تقسیم می شد، مردمی که می خواستند فیلم های روشنفکری خارجی مانند «دکتر ژیواگو» ببینند به شمال شهر می رفتند و کسانی که می خواستند فیلم های هندی و یا اکشن ببینند به جنوب شهر می آمدند. سینما «نادر» هم از جمله سینماهایی بود که بیشتر فیلم های اکشن نمایش می داد. مردم برای دیدن فیلم های وسترن مانند «به خاطر چند دلار بیشتر» و یا «قلعه عقاب ها» دم در این سینما صف می کشیدند. آن زمان تلویزیون با این وسعت در جامعه جا نیافتاده بود، به همین دلیل مردم ترجیح می دادند تا برای گذران وقت به سینما بروند. سینما «نادر» از ساعت ۸ صبح باز بود و برای مردم فیلم نمایش می داد.
او می گوید: هرچند در کوچه باربد ۶ سینمای نادر، شهرزاد، جهان، مترو، اطلس و فردوسی وجود داشت، اما همیشه برای همه این سالن ها مخاطب بود و این نشان می دهد که مردم از سینما رفتن لذت می بردند.
به گفته اوکوچه باربد تنها محل سالن های سینما نبود بلکه فیلم های بسیاری در آن ساخته شده است، بسیاری از ستارگان آن زمان سینمای ایران در این کوچه جلوی دوربین رفته اند.
این مرد که از کسبه قدیمی محل است می گوید: لاله زار برای مردم جذاب بود و مردم برای دیدن بازیگران مورد علاقه خود به این سینما می آمدند، اما این روزها لاله زار تجاری شده و سینما دیگر جایی در آن ندارد.
از آقا محمد می پرسیم می توانیم سری به سینما «نادر» بزنیم. او قبول می کند و درِ سینمای قدیمی را باز می کند. سینما «نادر» که زمانی فیلم های روز را نمایش می داد و مملو از سینماروها بود، حالا تنها یک بازدیدکننده داشت، آن هم یک خروس پروار که به تنهایی در این سینمای خالی قدم می زد. آقا محمد می گوید این سینما از سال ۸۵ تعطیل شده و صاحب آن در خارج از کشور زندگی می کند، هرچند از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگه انحلال گرفته اما بنا به دلایلی تا امروز هیچ اتفاقی برای آن رخ نداده است.
وارد سالن نمایش فیلم سینما «نادر» می شویم، سالن آنقدر تاریک است که نمی توان جایی را دید پس مجبور می شویم از چراغ قوه های گوشی های خود برای دیدن اطرافمان استفاده کنیم. انتظار داریم حداقل یک ردیف صندلی در این سالن باقی مانده باشد، اما هیچ چیز به غیر از تاریکی وجود ندارد، سالن سینما خالی است، ساختمان چندان مخروبه نیست که نتوان آن را درست کرد اما دیگر چه کسی می خواهد در سینما «نادر» فیلم ببیند؟
سینماهای دیگر به غیر از سینما «نادر» کاملا متروکه شده اند، حتی سردری هم وجود ندارد که بدانیم ساختمان متروکه فعلی در گذشته سینما بوده است. از کوچه باربد می گذریم و همچنان در لاله زار قدم می زنیم و به چند مغازه الکتریکی سر می زنیم تا از سینماهای مخروبه پرس و جو کنیم، اما آنچه که مشخص است مغازه داران نسبت به این موضوع واکنش مثبتی ندارند و کمتر علاقه مند هستند تا در این باره حرف بزنند. به عنوان مثال به یک مغازه سر می زنم از مردی که ۶۰ ساله به نظر می رسد، از روزگار قدیم لاله زار می پرسیم و از سینماهایی که به انبار تبدیل شده اند چه چیزهایی می داند، می گوید من هیچ خاطره ای از این سینماها ندارم! یکی دیگر از مغازه دارها می گوید اگر می خواهید از سینماها بدانید، بروید پیش احمد نوشابه فروش. آدرس احمد آقا را می گیریم. به آدرس مورد نظر که می رسیم به جای مغازه، نبش تو رفتگی که سینما «البرز» در آن قرار دارد چند جعبه نوشابه خنک کنار خیابان قرار دارد. یک مرد کنار شیشه نوشابه ها نشسته و نوشابه به رهگذران می فروشد. می گوییم شما احمد آقا هستید؟ نگاهی می اندازد و با دست مرد مسنی را نشان می دهد که کنار در ورودی سینما روی یک موکت نشسته و موسیقی گوش می دهد.
احمد فرخ ۵۰ سال است که در سینما «البرز» به عنوان بوفه دار کار کرده است، می گوید: وقتی سینما «البرز» تعطیل شد، من به عنوان نگهبان به کار خود در این سینما ادامه دادم، این سینما در ابتدا برای محمد خادم یکی از کشتی گیران قدیمی کشور بود. آن زمان محمد خادم از کشتی گیرها دعوت می کرد تا به این سینما بیایند و فیلم ببینند. خوب به خاطر دارم که به هر کشتی گیری که به این سینما می آمد یک سکه هم هدیه می داد. از بین کشتی گیرانی که به دیدن فیلم در این سینما می آمدند می توانم به زنده یاد غلامرضا تختی، حبیب الله بلور سرمربی تیم ملی و محمدرضا طالقانی اشاره کنم.
وی بیان می کند: سینما «البرز» تنها فیلم های خارجی پخش می کرد و هر فیلم تنها یک هفته در سینما نمایش داده می شد و هر شنبه فیلم ها تغییر می کردند. پوستر فیلم هایی را که در این سینما اکران می شد خودم به سردر سینما می زدم، مرد هم دوست داشتند تا به سینما بیایند و فیلم ببینند. زمانی سینما رفتن برای مردم دوست داشتنی بود و وقت خود را در سینماها صرف می کردند. «البرز» از ۱۴ سال پیش تعطیل شده و دیگر فیلمی در آن نمایش داده نمی شود، چند سالی بعد از تعطیلی تبدیل به انبار شد و حالا کاملا بلااستفاده باقی مانده است.
احمد فرخ به گذشته ها اشاره می کند و می گوید سینما «البرز» مانند بسیاری از سینماهای دیگر پاتوق فیلم بازها بود و عده ای می آمدند و به آپاراتچی پول می دادند تا بخشی از نگاتیوهای فیلم های معروف را داشته باشند. یکی از بازیگرانی که فیلم بازها دوست داشتند نگاتیو فیلم های او را داشته باشند، برت لنکستر بود و برای نگاتیو فیلم های او سر و دست می شکستند، آپارتچی هم بخشی از نگاتیوها را از فیلم اصلی جدا می کرد و باقی مانده را به هم متصل می کرد، و بعد با هیجان بخشی از یک فیلم را که این بازیگر در آن حضور داشت، برای ما تعریف کرد.
از او می خواهیم که به ما اجازه دهد تا از سینما دیدن کنیم. او از کیومرث حیدری همان مردی که کمی قبل احمد فرخ را به ما نشان داد، می خواهد تا سینما را به ما نشان دهد. کیومرث حیدری پیش از تعطیلی این سینما آپارتچی بود و حالا کنار احمد فرخ نوشابه می فروشد.
حیدری می گوید: سینما «البرز» در دهه هفتاد مورد استقبال مردم بود و ما هم فیلم های جمشید هاشم پور را نشان می دادیم، مردم هم عاشق جمشید هاشم پور و فیلم هایش بودند.
داخل سینما «البرز» که می شویم ۲ آپارات بزرگ می بینیم. کیومرث حیدری می گوید: این ها را هر کدام ۵ میلیون تومان خریدیم تا فیلم نمایش دهیم، اما هیچ وقت از آن استفاده نکردیم.
چراغ ها روشن می شود و سینما «البرز» را که زمانی کشتی گیران برجسته کشور در آن رفت و آمد داشتند می بینیم. حلقه های خالی نگاتیو، پوستر فیلم هایی که در گذشته در این سینما اکران شده بود، همه نشان دهنده یک سینمای پرمخاطب در روزگار دور است.
وارد سالن نمایش فیلم می شویم، سالن چراغ دارد و می توان داخل آن را بدون زحمت دید، این سالن هم خالی از صندلی است، کیومرث حیدری می گوید سال ها قبل صندلی ها فروخته شده و ساختمان سینما هم در انتظار تصمیم نهایی صاحب خود است.
محمد رشدی صاحب یک مغازه عکاسی نزدیک به ۵۰ سال است که در خیابان لاله زار مشغول به کار است. رشدی علاوه بر عکاسی آتلیه ای، عکاس پشت صحنه فیلم های سینمایی است. با او از لاله زار و اینکه آیا می توان دوباره فضای فرهنگی و هنری مناسبی را در این خیابان ایجاد کرد، صحبت می کنیم. او می گوید دیگر لاله زاری وجود ندارد، لاله زار امروز تبدیل به راسته الکتریکی ها شده است و دیگر کسی برای فیلم دیدن به اینجا نمی آید.
وی به گذشته اشاره می کند و معتقد است این خیابان همچنان به راحتی نمی تواند تبدیل به یک قطب در حوزه اکران فیلم در تهران شود. می گوید نباید فراموش کرد که دیدگاه هنری مردم تغییر کرده است و مردم ترجیح می دهند برای دیدن فیلم های سینمایی به مراکز سهل الوصول بروند، یا حداقل جایی که برای خودرو پارکینگ داشته باشد، اما در لاله زار چنین فضایی نیست.
عباس رشدی فرزند محمد رشدی هم که در کنار پدر مشغول به فعالیت است، در ادامه صحبت های پدر می گوید: اینکه لاله زار در منطقه ای تجاری قرار دارد و به همین دلیل مردم تمایلی ندارند برای استفاده فضای فرهنگی در آن حضور پیدا کنند، درست نیست، مگر جمعه بازار پاساژ پروانه در همین محدوده نیست، این جمعه بازار آنقدر برای مردم جذابیت پیدا کرده که از هر قشری در این بازار حضور پیدا می کنند. فکر می کنم برای لاله زار باید دوباره فرهنگ سازی شود.
رشدی در بخشی دیگری از صحبت های خود به این مساله اشاره می کند که هرچند شهردای پیشنهاد ایجاد فضای فرهنگی و هنری را در لاله زار داده بود، اما چندان روی این طرح برنامه ریزی نشده و ترجیح می دهند تا کاربری تجاری لاله زار همچنان باقی بماند. به عنوان مثال یکی از پارکینگ های این خیابان تخریب شده و به جای آن یک پاساژ در حال ساخت است.
پس از گفتگو با کسبه قدیمی منطقه مسیر خود را در لاله زار به سمت خیابان انقلاب ادامه می دهیم، هرچقدر به لاله زار نو نزدیک می شویم این خیابان قدیمی چهره مدرن تری به خود می گیرد و کم کم از حال و حوای سینماهای مخروبه خارج می شود، مغازه های لاله زار نو با قدرت و درخشش بیشتری به فروش کالاهای لوکس می پردازند. وقتی به مردمی که در این خیابان رفت و آمد دارند، نگاه می کنیم به این نتیجه می رسیم که دیگر لاله زار برای مردم در این خیابان به دنبال سینما و فیلم دیدن نیستند، سینما را بیشتر در پردیس های خوش رنگ و لعاب تهران پیدا کرده اند.
از لاله زار و سینماهای مخروبه آن خداحافظی می کنیم و اجازه می دهیم این خاطرات همچنان در دل این خیابان و مردم قدیمی آن باقی بماند.

هیچ نظری موجود نیست: