ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۲, دوشنبه

شهرداد روحانی: من اول آهنگسازم بعد رهبر ارکستر

آهنگساز و رهبر سابق ارکستر سمفونیک تهران با بیان دغدغه هایش در حوزه موسیقی از آرزوی بزرگ برای اجرای کنسرتی با حضور نوازندگان ایرانی در تخت جمشید سخن گفت.
به گزارش مهر، شهرداد روحانی آهنگساز، نوازنده و رهبر ارکستر برجسته ایرانی در سفر اخیر خود به ایران با حضور در خبرگزاری مهر از فعالیت های این چند ساله اش در ایران سخن گفت و به حاشیه های موسیقی کشور اشاره اجمالی کرد؛ حاشیه هایی که او تمایلی به بازگو کردن آنها در این مقطع زمانی نداشت و بر این باور بود که در حال حاضر وقت گفتن این حرف ها نیست.
روحانی در گفتگوی خود ضمن ابراز تمایل دوباره برای تولید آثاری مرتبط با موسیقی پاپ در ایران از نحوه انتشار آثار تازه اش در ایران، رهبری ارکستر سمفونیک تهران، ارتباط با مخاطبان ایرانی، اجرای چندین اثر از آهنگسازان و موسیقیدان های پیشکسوت موسیقی ایران در مجامع بین المللی و ناگفته های خود از موسیقی ایران سخن گفت.


شهرداد روحانی 

وی در این گفتگو اذعان کرد روزی تمامی ناگفته های خود از موسیقی ایران را برای مردم بازگو خواهد کرد. روحانی در این بخش از صحبت های خود که بیشتر درباره فعالیت های این چند ساله اش در حوزه موسیقی بود از توجه کشورهای عربی به مقوله موسیقی و استخدام هنرمندان درجه یک اروپایی در ارکسترهای خود سخن گفت و ایجاد چنین فضایی را زنگ خطری برای فراموشی مطلق فرهنگ و هنر ایرانی در مجامع جهانی ارزیابی کرد.

با توجه به باب شدن موسیقی پاپ در ایران در سال های اخیر و ابراز علاقه شما به ایجاد تنوع در حوزه کاری تان می توان انتظار داشت که شهرداد روحانی در آینده ای نه چندان دور با تغییر رویکرد در ساختار کاری خود، تجربه هایی از موسیقی پاپ در کشورمان داشته باشد؟ به ویژه اینکه تجربه همکاری با علیرضا عصار در یک آلبوم موسیقایی نیز می تواند شاهدی بر این ادعا باشد.
همانطور که اشاره کردید حدود چند سال پیش بود که آلبوم «نهان مکن» را با علیرضا عصار منتشر کردیم که به اعتقاد من در حوزه موسیقی پاپ کار با ارزشی بود. بنابراین می بینید هیچ گاه مقید به این موضوع نبودم که فقط در یک ساختار فعالیت کنم. البته لازم است به این نکته اشاره کنم که بنده حساسیت هایی روی موسیقی پاپ دارم و معتقدم که باید بیشتر و بهتر از اینها در مورد آن فکر کرد زیرا شخصی که قرار است با او همکاری کنم باید از یک قابلیت هایی برخوردار باشد که من به عنوان یک آهنگساز بتوانم کار با شخصیتی را به مخاطب ارائه دهم. در آلبوم «نهان مکن» من به این جهت با علیرضا عصار همکاری کردم که او فردی تحصیلکرده در دنیای موسیقی است بنابراین من هیچ اشکالی نمی بینم که در موسیقی پاپ فعالیت کنم چون در این سبک هم می توان کار با ارزشی انجام داد.

در این مدت کسی به شما برای تولید یک اثر موسیقایی پاپ مراجعه کرده است؟
خیلی زیاد. ولی من احساس کردم آن موسیقی که من دوست دارم هنوز وجود ندارد. یعنی این مسایل هنری ماجراست که برای من مهم و با ارزش است و به طور حتم اگر فرصتی برای ارایه یک اثر هنری خوب در حوزه موسیقی پاپ وجود داشته باشد، قطعا با آن پروژه همکاری خواهم کرد به ویژه اینکه در این زمینه امکانات زیادی هم در اختیار دارم که می تواند در جهت ارتقای سطح کیفی موسیقی پاپ کشورمان نقش موثری ایفا کند.
در همین آلبوم «نهان مکن» شما دیدید که ما در استودیوی ابیرود به عنوان یکی از بهترین استودیوهای اروپا کار را به سرانجام رساندیم و شخصی که مهندس ضبط ما بود در حال حاضر جزو بهترین ها است. پس می بینید که من به راحتی می توانم از این امکانات استفاده کنم اما باید احساس کنم که آن پروژه از لحاظ هنری نیز راضی کننده است.

به طور کلی می توانید از شرایط امروز موسیقی پاپ ایران ارزیابی کلی داشته باشید؟
به دلیل اینکه طی این سال ها حضور کمتری در ایران داشتم، متاسفانه نتوانستم به صورت مستمر فعالیت های مربوط به موسیقی پاپ در کشورمان را دنبال کنم اما در برخی مواقع که کارهایی را از تلویزیون می شنوم، متوجه می شوم کارهای خوبی نیز انجام می شود. موسیقی پاپ در تمام دنیا نیز چنین وضعیتی دارد یعنی همه موسیقی هایی که ارایه می شود خوب نیستند و فکر می کنم موسیقی پاپ نیز از این قاعده مستثنی نیست. من این احساس را ندارم که هر کاری امروز به نام موسیقی پاپ در کشور ما عرضه می شود بی خود و بی ارزش است، ضمن اینکه من خوشبختانه و یا بدبختانه آشنایی چندانی با این نوع موسیقی ندارم که بخواهم درباره وضعیت کلی موسیقی پاپ ایران اظهارنظر کنم اما به طور حتم اگر قطعه یا آلبومی را به من بدهید که درباره آن قضاوت کنم آن وقت راحت تر می توانم درباره آن صحبت کنم و بگویم وضعیت یک اثر موسیقی پاپ به این شکل است.

آقای روحانی چرا تصمیمی برای انتشار مستمر آثارتان در ایران ندارید؟
متاسفانه من سال ها پیش با خبر شدم که یکسری از کارهای من به صورت غیر قانونی در کشور منتشر شده است. وقتی اثری به صورت غیر قانونی منتشر می شود، بدترین ضرری که فارغ از مسایل مادی به من می زند این است که کیفیت کار را پایین می آورد. البته اخیرا دو آلبوم رسمی من به نام «سوئیت سمفونی خلیج فارس» و «باغ ایرانی» در بهترین کیفیت ممکن توسط انتشارات «آوای باربد» وارد بازار موسیقی شده است. این آلبوم ها به نوعی دربرگیرنده آثار سمفونیک من هستند که امیدوارم مورد پسند مخاطبان قرار گرفته باشد. به هر ترتیب آلبوم های زیادی دارم که تصمیم گرفتم به تدریج این آثار را در ایران منتشر کنم.

یکی از امتیازاتی که شما و البته علی رهبری در نوع رهبری ارکستر دارید، شناسایی کامل سلیقه مخاطب یا در بیان عوامانه آن «رگ خواب مخاطب ایرانی» است. به نظر می آید در نگاه اول چنین رویکردی برآمده از یک مکتب باشد. آیا این نوع قضاوت برآمده از نوع نگاه من، صرفا به عنوان یک مخاطب و به شکلی کاملا اتفاقی است یا ریشه در یک آموزش واحد برجامانده از سال های دور دارد؟
باور کنید من هیچ وقت به این مساله فکر نمی کنم که رگ خواب مخاطب کجاست. به طور طبیعی در ایران که هموطنان من در آنجا حضور دارند و لطف بیشتری به من دارند این همذات پنداری با مخاطب نیز پررنگ تر می شود. من در هر کشور دیگری هم که به عنوان رهبر ارکستر حضور پیدا می کنم به تنها چیزی که فکر نمی کنم رگ خواب مخاطب است زیرا به قدری درگیر نوع اجرای اثر هستم که به هیچ چیز دیگری فکر نمی کنم. اگر شما فکر کنید برای رهبر ارکستر مساله رگ خواب مخاطب مهم است مطمئن باشید که اولا اجرای سطحی از کار مورد نظر انجام می دهد و از همه مهم تر موزیسین هایی که زیر دست رهبر ارکستر کار می کنند نیز متوجه می شوند که رهبر ارکستر برای جلب مخاطب است که کاری را انجام می دهد، این موضوع هم ربطی به ملیت ندارد.
مخاطب در عرض ۵ تا ۱۰ دقیقه کاملا متوجه می شود رهبر ارکستر کارش را خوب بلد است یا رهبر بدی است. این است که من از طرف خودم می گویم که فرصتی برای من باقی نمی ماند که ژست خود را حفظ کنم تا مخاطب خوشش بیاد. اینها مسائلی است که اول از همه موزیسین ها متوجه آن می شوند. درمورد وجه تشابه با آقای رهبری هم باید بگویم که وی در اتریش تحصیل کرده و من هم در این کشور تحصیل کردم پس ممکن است بر این اساس اشتراکاتی وجود داشته باشد اما به طور کلی شیوه رهبری من با این هنرمند بسیار متفاوت است. البته رهبر ارکسترهایی هم هستند که برایشان ژست و این مسایل بسیار مهم تر از کار اصلی است.

شهرداد روحانی در گفتگوهای رسانه ای مختلفی که داشته همواره از علاقه خود به استادانش در موسیقی از جمله ابراهیم روحی فر، فرهاد فخرالدینی، مصطفی کمال پورتراب و حسین دهلوی صحبت کرده که این موضوع به خودی خود دربرگیرنده اتفاقات خوبی است، اما چرا تا به امروز کمتر تلاش کرده که آثار این هنرمندان بزرگ را در قالبی مجزا از کنسرت های این چند ساله خود در ایران و جهان برای مخاطبان موسیقی ایرانی اجرا کند؟ به هر حال باید به این باور برسیم که موسیقی ایرانی دیگر آن حال و هوای گذشته را ندارد و این شما و امثال شما هستید که می توانند به سهم خود فعالیت هایی را در این زمینه انجام دهید.
من اتفاقا آثار بزرگانی چون استاد دهلوی را هم در ایران و هم در خارج از کشور اجرا کردم. همین پارسال در جمهوری چک همراه با ارکستر پراگ به عنوان یکی از بهترین ارکستر سمفونیک های اروپا آثار «نوروز» و «حاجی فیروز» استاد احمد پژمان را اجرا کردم. یعنی پیشنهاد من بود که دو قطعه از آقای پژمان در کنسرت اجرا شود که خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی هم مواجه شد.
این سوالی که شما کردید بیشتر متوجه کسانی است که در عرصه سیاستگذاری برنامه های فرهنگی هنری حضور دارند چون این دولت است که باید در راستای مبادلات فرهنگی برنامه هایی را برنامه ریزی کند که آثار بزرگان موسیقی ایران در ارکسترهای بزرگ دنیا اجرا شود، اینها از عهده یک شخص بر نمی آید.
من همانطور که گفتم کارهایی را به سهم خود در این زمینه انجام دادم. حتی من در همین کنسرت ارکستر پراگ از یک سولیست ایرانی استفاده کردم که به جامعه بین المللی معرفی شود، اینها همه تصمیمات فردی است که دولت پشت ماجرا حضور نداشته است. به هر ترتیب وقتی من به عنوان رهبر مهمان درجایی دعوت می شوم  تلاش میکنم که آثار آهنگسازان ایرانی را هم اجرا کنم. حتی من در همین ارکستر پراگ پیشنهاد دادم که شبی را برای اجرای آثار موسیقیدان های ایرانی برگزار کنند که این مجموعه نیز از پیشنهاد من استقبال کرد. این کارها را نه از دولت جمهوری اسلامی ایران به من سفارش داده بودند نه مدیر دولتی دیگر.
ضمن اینکه شما نباید یک نکته را فراموش کنید که شهرداد روحانی در درجه اول آهنگساز است. من رهبری ارکستر را همواره بعد از آهنگسازی انجام می دهم. وظیفه من رهبری ارکستر نیست و مردم هم دوست دارند کارهای من را قبل از رهبری ارکستر بشنوند. مردم با رهبر ارکستر نمی توانند آنچنان ارتباط برقرار کنند ولی با یک قطعه بیشتر ارتباط برقرار می کنند بنابراین من ابتدا به ساکن وظیفه ای ندارم که اثر هنرمند دیگری را اجرا کنم کما اینکه کارهای بسیاری از آهنگسازان ایرانی را غیر از مواردی که اشاره کردم به سهم خود اجرا کردم.

قطعا جنابعالی با توجه به شرایطی که در موسیقی این سرزمین تجربه کردید، ناگفته های زیادی هم دارید که حداقل بسیاری از همکارانم در عرصه رسانه با آن آشنا هستند و می دانند ماجرای برخی از این ناگفته ها از کجا نشات می گیرد. اما به هر حال طرفداران و علاقه مندان آثار شما نیز این حق را دارند که شما روزی از این ناگفته ها  سخن بگویید. آیا هنوز زمان روایت این ناگفته ها فرا نرسیده است؟
حتما روزی این ناگفته ها را بیان خواهم کردم اما اینکه بگویید چه زمانی باید پاسخ دهم فعلا نمی دانم زیرا در حال حاضر ما باید دست به دست هم بدهیم و کمک کنیم فرهنگ و موسیقی کشورمان روز به روز پربارتر شود و پیشرفت کند. شما می بینید کشورهای همسایه ما با سرعت صد کیلومتر حرکت رو به جلو دارند اما ما با سرعت ۱۰ کیلومتر حرکت می کنیم. همین کشور قطر که به قواره یکی از شهرستان های کوچک ما می ماند آنچنان بودجه ای را صرف فرهنگ و هنر کرده که واقعا عجیب و غریب است. همین «اپراهاوس» که اینها در دوحه درست کردند نمونه ای کوچک از این توجه است. اینها برای افتتاحیه ارکستری که برای کشور خود درست کرده اند و تمام اعضای آن نیز افرادی غیر بومی هستند از آقای لورین مازل با دستمزدی بالغ بر یک میلیون دلار به عنوان یکی از بزرگترین رهبران ارکستر دنیا دعوت کردند. این فقط بودجه یک شب اجرای آنها برای رهبر ارکستر بود.
حالا ما در ایران این همه نوازنده خوب داریم که می توانند در حرفه ای ترین ارکسترها حضور داشته باشند ولی متاسفانه هنوز با مشکل بودجه در کشمکش هستیم. این به خودی خود باعث می شود که پیشرفت کند شود و تمامی فعالیت ها حالت سکون به خود بگیرد. همسایه های عربی ما هم اینک با تیزهوشی کارهایی را در معرفی فرهنگ خود انجام می دهند که اگر دیر کنیم واقعا از آنها عقب می مانیم. چاپ عنوان «قطر» در پیراهن باشگاه بزرگی چون بارسلونا واقعا اتفاق کمی نیست که آنها برای معرفی کردن کشور خود انجام داده اند. ما استحقاق بهترین ها را داریم اما متاسفانه از کشورهای دیگر کمی عقب ماندیم و هنوز مشغول فکر کردن هستیم.

بزرگترین آرزوی شما برای موسیقی ایرانی چیست؟
بزرگترین آرزوی من نه برای موسیقی ایرانی، بلکه برای مردم ایران است. آرزوی من این است که مردم ایران به آن چیزی که استحقاقش را دارند، برسند. من امیدوارم مردم ایران زندگی راحت و با عزتی داشته باشند. ایرانی ها در همه فعالیت های هنری، اجتماعی، اقتصادی، ورزشی و... توانایی بسیار زیادی دارند. ما استحقاق بهترین ها را داریم. ما یک خانواده بسیار بزرگ هستیم و من احساس می کنم جایگاه ایران و ایرانی باید خیلی بالا شود. من امیدوارم دولت هم به کمک گسترده تر شدن این فضا بیاید و در اجرای آثار موسیقایی مرتبط با کشور ایران که من تجربه هایی را در لس انجلس داشتم، به هنرمندان کمک کند.
من به عنوان یک فرد توانایی های محدودی دارم و فقط می توانم یک کار ملی را یک بار انجام دهم. من آرزوهای زیادی دارم و دوست دارم روزی شاهد تحقق آنها در کشورم باشم اما بهترین و بزرگترین آرزویم این است که دوست دارم روزی با یک ارکستر ایرانی آثارم را در تخت جمشید اجرا کنم و این مکان را به دنیا معرفی کنم.

هیچ نظری موجود نیست: