ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۲۱, شنبه

نکاتی از زندگی و آثار جواد لشگری

علی عظیمی نژادان
توضیح: این مقاله قبلا در گزارش موسیقی شماره 61 به چاپ رسیده است.
جواد لشگری در مهر ماه 1302 در تهران در یک خانواده علاقمند به حوزه های فرهنگی و هنری به دنیا آمد.پدرش، رضا لشگری ابتدا در اداره دارایی آن زمان کار می کرد اما بعدها به حسا بداری در یک شرکت خصوصی مشغول شد.
وی البته از صدای خوشی نیز برخوردار بود برادر جواد هم موسوم به «نصرت الله لشگری» که حدود 8 سال از جواد بزرگتر بود، تا اندازه ای با نوازندگی تار آشنایی داشت و همراه با نوازندگی، آواز هایی هم زمزمه می کرد. بنابراین جواد لشگری آموزش های اولیه موسیقی ایرانی و آشنایی کلی با ردیف های آوازی را  نزد برادر خویش آموخت. ضمن اینکه صدای خوش را هم همانند برادر خود، از پدر به ارث برده بود. جواد و نصرت الله 3 خواهر دیگر هم داشتند که به دلیل جو عمومی روزگار که مخالف فعالیت زنان در عرصه موسیقی بود، اجبارا به این عرصه کشیده نشدند. دوره دبستان جواد در مدرسه مولوی سپری شد که در این مدرسه مرتضی حنانه آهنگساز نامی (که در دوران بعدی برادر زن او شد) هم تحصیل می کرد. در دوران دبیرستان، جواد همراه با پسر دایی خویش، بزرگ لشگری (که او هم بعدها از نوازندگان و تصنیف سازان مهم ایران شد) در مدرسه دارالفنون تحصیل می کردند. این دو از دوران کودکی با هم دوست و رفیق بودند و با یکدیگر، همفکری داشتند و در نهایت هر دو به سمت نوازندگی ویولون و ملودی سازی کشیده شدند و مدتی هم در یک ارکستر فعالیت می کردند. ولی کلاس های آموزشی آنها با هم متفاوت بود. پدر جواد لشگری تا سن 15-16 سالگی به رسم روزگار، با وجود مشاهده استعداد فرزندش در زمینه موسیقی به او اجازه رفتن به کلاس های موسیقی را نمی داد به بهانه اینکه شرکت در این کلاس ها به تحصیلات او لطمه خواهد زد ولی در نهایت  به سال 1318 پدر برای او ویولونی می خرد و او را تشویق می کند که برای آموزش جدی این ساز نزد ابوالحسن خان صبا برود.


زنده یاد جواد لشگری

لشگری البته پیش از ورود به کلاس استاد صبا تا حدودی با تمرین های شخصی خویش (به صورت مقدماتی) با نوازندگی ویولون آشنا شده بود. او بنا به قول خودش زمانی که برای نخستین بار نزد استاد صبا می رود، قطعه ای را در دستگاه همایون برای ایشان می نوازد که مسلما به دلیل تعلیم نیافتگی و سن و تجربه کم، نوازندگی اش اشکالات فراوانی داشت در عین حال صبا هم به ندرت به مبتدیان، ویلون آموزش می داد و در چنین مواقعی که مبتدیان به او مراجعه می کردند، آنها را به برخی شاگردانش چون «مهدی خالدی» ارجاع می داد. ولی لشگری به قدری در این زمینه پافشاری و اصرار می کند که در نهایت دل استاد به رحم می آید و او را به عنوان شاگرد می پذیرد به هر حال جواد لشگری حدود 3 سال نزد بزرگترین استاد ویولون ایرانی آن زمان یعنی ابوالحسن خان صبا مقدمات ویولون نوازی را آموخت در ضمن وی پس از چند سال تحصیل در دبیرستان دارالفنون بنا به توصیه برادرش که کارمند اداره راه آهن بود (و بعد ها از صاحب منصبان این اداره شد) همراه بزرگ لشگری به هنرستان راه آهن وارد می شود و از این هنرستان دیپلم می گیرد و به سیاق برادرش در اداره راه آهن استخدام شده و در نهایت هم در اوایل انقلاب اسلامی از همین اداره بازنشسته می شود و مدتی هم سمت مدیر کلی بخشی از این سازمان را هم بر عهده داشت. اما به دلیل علاقمندی و تمرکزش بر موسیقی ایرانی و نوازندگی و تصنیف سازی عملا بیشتر وقت او در رادیو وضبط تصنیف های مختلف سپری می شد. به هر حال جواد، علاوه بر آموزه های استاد صبا در کلاس های اساتید دیگر آن زمان (اعم از اساتید موسیقی کلاسیک غربی و ایرانی) نیز دوره هایی را گذراند. بطوری که مدتی پس از ورود به کلاس صبا، ابتدا نزد احمد فروتن راد (از شاگردان مکتب وزیری، نوازنده ویولون و نظریه پرداز موسیقی ایران و نویسنده کتاب مهجور گام های ایرانی که حاوی نکات انتقادی نسبت به برخی مبانی نظری وزیری و خالقی پیرامون موسیقی ایرانی نیز است) رفت و برخی مبانی مرتبط با تئوری موسیقی و نوازندگی ویولون کلاسیک غربی و ایرانی را نزد او آموخت.
در ادامه، جواد از آموزه های افراد دیگری نیز چون: مادام مانتوفل (از اساتید روسی مقیم ایران ویولون کلاسیک غربی)، ژرژ برتراند (از اساتید دیگر ویولون غربی)، حسین یاحقی (از اساتید بنام ویولون ایرانی و دایی پرویز یاحقی) و مهدی خالدی بهره مند شد. وی به مدت یک سال هم به آموختن اصول هارمونی نزد ثمین باغچه بان مشغول گشت. نکته مهم در اینجا اینست که در آن زمان  اساتید فن به بسیاری از هنرجویانی که ویولون ایرانی کار می کردند، توصیه می نمودند که برای کسب تجربیات بیشتر و توانایی در ارایه تکنیک بالاتر در نوازندگی (بخصوص در زمینه ظرایف آرشه کشی) مدتی را در نزد یک استاد برجسته ویولون کلاسیک غربی آموزش ببینند. حتی استاد صبا  در راستای محقق کردن این امر مدتی برای تمرین برخی قطعات موسیقی کلاسیک غربی نزد «سرژخوتسیف» و «مادام مانتوفل» روسی آموزش می بیند.
جواد لشگری هم در ابتدا پس از گذراندن دوره هایی در چارچوب موسیقی ایرانی، به موسیقی کلاسیک غرب هم علاقمند شد و تصمیم داشت که دوره های بیشتری را در این زمینه بگذراند اما بسیاری از دوستان و اساتید فن به او ابراز نمودند که در صورت تمرکز بیش از اندازه بر موسیقی کلاسیک و عادت کردن به تکنیک های نوازندگی غربی دیگر نخواهد توانست ظرایف موسیقی ایرانی را در نواختن ویولون رعایت کند. لذا منطقی تر است که وی بیش از این کلاس های مرتبط با موسیقی غربی را ادامه ندهد و او هم در نهایت چنین عمل نمود. یکی از این افرادی که در این زمینه به جواد توصیه کرد، معلم زبان فرانسه او موسوم به پرفسور «وارسته» بود که زبان دانی حرفه ای بود و نامبرده به چندین زبان زنده دنیا تسلط داشت و حتی مدتی هم معلم خصوصی محمد رضا شاه پهلوی بود که جواد و 2 تن از دوستانش (به نام های قاجار وزندی) پس از گرفتن دیپلم مدتی برای آموزش زبان فرانسه به او مراجعه می کردند. و دیگری مرتضی خان حنانه بود که زمانی که لشگری برای آموختن علومی مانند هارمونی نزد ثمین باغچه بان می رفت، او را از ادامه این کار بازداشت چون حنانه هم حداقل در آن زمان بر این اعتقاد نبود که تصنیف سازان موسیقی ایرانی آشنایی خیلی دقیقی با جزییات و ظرایف علوم مرتبط با آهنگسازی پیشرفته مانند هارمونی و کنتر پوان داشته باشند (و احتمالا او به تفکیک کار ملودی سازان از تنظیم کنندگان در یک اثر اعتقاد داشت و این گونه دانش ها را برای تنظیم کنندگان یک اثر لازم میدانست نه برای تصنیف سازان که کار اصلی شان ساختن ملودی مناسب است). لشگری مانند اکثر ویولونیست های  ایرانی زمان خویش در زمره کسانی نبود که فقط به نوازندگی اکتفا کند و تمام همت و کوشش خود را بر ارایه تکنیک مناسب در تکنوازی ویولون محدود نماید، بلکه در درجه نخست در سر هوای ایجاد یک ارکستر نسبتا مناسب ایرانی متشکل از سازهای ایرانی و غربی  برای اجرای تصانیف ایرانی را داشت. به همین دلیل از حدود 20 سالگی و پس از دریافت دیپلم، با همکاری و همفکری «بزرگ لشگری» گروهی متشکل از عده ای از دوستان نزدیک نوازنده اش را در منزل پدری دور هم جمع می کند تا با مشارکت یکدیگر، کار جمعی در عرصه موسیقی را تجربه نمایند و ظاهرا چندین ملودی هم توسط این گروه ساخته می شود.
از اعضای این گروه کوچک که حدود 10 نفر بودند می توان به کسانی چون: جواد و بزرگ لشگری (ویولون)، اصغر ساسان (ویولون)، شاپور حاتمی (نوازنده تار)، طباطبایی (تار)، بصیرت (قره نی)، مصطفی قراب (تنبک) و قاسم قراب (ملقب به فاریا در سمت خواننده) اشاره نمود. در نهایت اعضای این گروه در سال 1325تصمیم می گیرند تا محصول کار جمعی خویش را در رادیو عرضه نمایند. به همین دلیل به شورای موسیقی رادیو به ریاست شادروان روح الله خالقی مراجعه می کنند و در حضور او قطعه ای را اجرا می نمایند که این اثر مورد قبول خالقی قرار می گیرد و سبب می شود که وی آنها را برای اجرا در رادیو معرفی کند. به این ترتیب لشگری و گروهش برای اولین بار برنامه ای را در رادیو اجرا می کنند. اما بنا به قول خود لشگری در هنگام اجرای اولین کارشان در رادیو گویی اعضای گروه اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند و به هیچ وجه در حد واندازه خود ظاهر نشدند و به همین دلیل این اجرای آنها با خوانندگی «قاسم  غراب» عملا با شکست مواجه شد. به این ترتیب پس از این جریان، مدتی جواد لشگری فکر ادامه کار با گروه را از سر بدر کرد و تنها به نوازندگی ویولون در رادیو بسنده نمود. به این ترتیب او مابین سال های 1326 تا 1328 در رادیو به مدت 15 دقیقه در هفته نوازندگی می کرد. تا آنکه در سال 1328 از طرف محمود رجاء رییس وقت رادیو در سلک نوازندگان رسمی رادیو درآمد که می توانست در گروه های مطرح آن زمان نوازندگی کند. او در این راستا در ارکستر های مختلفی چون ارکستر مرتضی محجوبی، ابراهیم خان منصوری، حسین یاحقی و در نهایت مهدی خالدی به نوازندگی مشغول می شود.
اما اولین ارکستری که جواد لشگری در آن نوازندگی کرد، ارکستر مرتضی خان محجوبی بود با نوازندگانی چون: لطف الله مجد (تار)، ولی الله البرز (قره نی)، عبدالله جهان پناه، اصغر زارع، احمد فروتن راد، بزرگ لشگری، جواد لشگری (همگی نوازندگان ویولون) و مرتضی خان محجوبی (پیانو) و... که فقط تصنیف های مرتضی خان را اجرا می کردند. البته ظاهرا جواد و بزرگ لشگری در یک زمان وارد ارکستر محجوبی نشدند، ابتدا بزرگ لشگری وارد ارکستر شد و سپس جواد لشگری. که بنا بقول هر دو شاید تنها در یک یا دو اجرا با هم در این ارکستر همنوازی کرده باشند. جواد لشگری تعریف می کند که در مدت کوتاهی که نوازنده ارکستر محجوبی بود به دلیل آشنا نبودن مرتضی خان با خط نت، افرادی مانند احمد فروتن راد برای اعضاء ارکستر نت نویسی می کردند که یکبار هم این وظیفه به جواد لشگری محول شد. از این نکته که بگذریم، دوران ترقی جواد و بزرگ لشگری از زمانی آغاز شد که این دو به ارکستر مهدی خالدی وارد شدند. فردی که استادی هردو را بر عهده داشت و به شدت بر سبک نوازندگی هر دو اثر گذاشته بود. اصولا در آن زمان سبک نوازندگی خالدی به همراه سبک نوازندگی صبا و حسین یاحقی یکی از سه سبک اصلی نوازندگی ویولون ایرانی محسوب می شد. به هر حال این دو از سال 1329 رسما فعالیت جدی خود را در این ارکستر آغاز کردند.


زنده یاد جواد لشگری

ارکستری که به دلیل اینکه در روز یکشنبه (دومین روز هفته) هر هفته در رادیو برنامه داشت به ارکستر شماره 2 هم مشهور بود. در این ارکستر که ملودی های متنوع ومتفاوت خالدی اجرا می گشت. علاوه بر «جواد» و «بزرگ» نوازندگان مهمی چون: اصغر زارع (ویولون)، اصغر فتوره چی (ویولون) عنایت عدالت (ویولون) حمید زاهدی (ویولون)، فریدون حافظی (تار)، شاپور حاتمی (تار) مصطفی گرگین زاده (ترومپت)، مرتضی گرگین زاده (قره نی) مصطفی کسروی (که ابتدا فلوت وسپس پیانو می زد)، قاسم نیکپو (پیانو)، باشوکی (ویولونسل)، علی زاهدی (ضرب و آواز)، چنگیز عسگرپور (فلوت)، اصغر خالدی (سنتور) و... شرکت داشتند و خانم عصمت باقرپور (موسوم به دلکش) خواننده اصلی این ارکستر بود که تصنیف های مهمی مانند داغ لاله (در چهارگاه)، دل غافل (همایون)، بی قرار (اصفهان)، بخواهی نخواهی (همایون) و آمد نوبهار (اصفهان) و بوسه وی (دشتی) همگی با صدای دلکش در این ارکستر به اجرا در آمدند.
خالدی بدون تردید مبدع سبک جدیدی در تصنیف سازی در زمانه خویش بود. بطوریکه تا قبل از فعالیت های او در این عرصه، اکثر تصنیف سازان ایرانی (به مانند مرتضی خان محجوبی) معمولا با کمترین حد ابتکار بیشتر در صدد انعکاس گوشه های مختلف یک دستگاه ایرانی در اثر خویش بودند ودر ضمن از ضربی های سنگین (اعم از دو ضربی، سه ضربی، چهار ضربی و 6/8 سنگین) و یکنواخت در ساختار ملودی هایشان استفاده می کردند. مثلا این دسته از ملودی سازان اگر نغمه ای را در دستگاه همایون می ساختند از مقدمه آغاز می کردند و سپس از گوشه چکاوک در ساختار ملودیشان استفاده می کردند وبعد حتما وارد گوشه بیداد می شدند و... در واقع در بیشتر مواقع، این ترانه سرایان معروف آن روزگار (مثل رهی معیری) بودند که با سرودن ترانه های زیبا، به  ملودی های تکراری و از پیش تعیین شده و ضرب آهنگ های سنگین و خسته کننده آن تصنیف ها  اندکی جذابیت می بخشیدند. اما در این میان بیشتر آثار «مهدی خالدی» از ضرب آهنگ های متوسط و تند تشکیل شده بودند و تقریبا  از ضربی های سنگین بری بودند و در ضمن به صورت بی قید و شرط و مو به مو وام دار ردیف های دستگاه های ایرانی نبودند و تنها به صورت کلی، دستگاه های ایرانی را در خود منعکس می کردند. ضمن اینکه در برخی مواقع در کار های خالدی با تغییر مقام هم مواجهه هستیم مانند تصنیف «آمد نوبهار» که از مایه اصفهان وارد دستگاه همایون می شود و سپس بار دیگر به بیات اصفهان باز می گردد. جواد و بزرگ لشگری نیز چه در عرصه  تصنیف سازی وچه در زمینه نوازندگی، بسیاری از نکات و ظرایف را از خالدی آموختند. آنها تقریبا به مدت 2 سال (1329-1331) در ارکستر خالدی، نوازندگی  کردند. تا آنکه در اواخر سال 1331 بنا بدلایلی که جزییات آن هنوز مشخص نیست، رابطه میان دلکش و خالدی بصورت جدی دچار بحران می گردد و پس از مدت کوتاهی این دو، همکاری خود را با یکدیگر قطع می کنند. دامنه این اختلاف به قدری بود که بعدها هم التیام پیدا نکرد و  دیگر  هیچ کار مشترکی (در عرصه تصنیف سازی) از این دو شنیده نشد.
جواد لشگری خود تعریف می کند که در همان دورانی که با خالدی همکاری می کرد، چندین تصنیف ساخته  و نت آن را به خالدی داده بود تا در ارکستر اجرا شود، اما هیچ یک از آنها به اجرا در نیامدند و ظاهرا دلکش به او ابراز کرده بود که خالدی به هیچ وجه وی را در جریان این ساخته ها قرار نداده بود. در آن دوران به سیاق دوره های بعدی، در گروه های موسیقی ایرانی خواننده سالاری حاکم بود و در صورتی که میان خواننده با سرپرست و ملودی ساز ارکستر، اختلافی بروز می کرد این ملودی ساز بود که وظیفه داشت خود را با خواننده ارکستر هماهنگ نماید وگرنه حذف می شد. دلیلش واضح بود، چون عموم مردم، ارکستر را با خواننده هایش می شناختند، نه با ملودی ساز و نوازندگان آن. به همین دلیل پس از بروز اختلاف میان دلکش و خالدی، این خالدی بود که  به ترک ارکستر مجبور شد و در این میان تنها فردی که به همراه او از ارکستر خارج گشت، یار وفادارش، علی زاهدی بود (که نامبرده ضمن نوازندگی ضرب در ارکستر، گاهی برخی تصنیف ها راهم می خواند مثل: «آمد نو بهار» که ظاهرا برای نخستین بار توسط او، خوانده شد وی در ضمن باجناق خالدی هم بود) و بقیه افراد در ارکستر  باقی ماندند که مسلما ماندن آنها در ارکستر باعث ناراحتی و دلخوری خالدی  هم شد. به هر حال آنچه که بسیاری از صاحب نظران بر آن اتفاق نظر دارند این است که گرچه خانم دلکش پس از خالدی با تصنیف سازان مهم دیگری چون: جواد و بزرگ لشگری، گرگین زاده، تجویدی، مجید وفادار و یاحقی و... همکاری نمود وآنها هم الحق تصانیف مهم و زیبایی را برای او ساختند، ولی بنظر می رسد که هیچیک از آن همکاری ها نتوانست جای خالی مهدی خالدی را پر نماید و هنوز هم زیباترین، متفاوت ترین و مدرن ترین کارهای خانم دلکش، آثاری از اوست که توسط مهدی خالدی ساخته شده اند: مانند آمد نوبهار، به کنارم بنشین و بیقرار (گفتنی است که مدتی بعد، در دهه 1350 این آثار با تنظیم جدیدی با صدای سیمین غانم به بازار آمدند که آنها هم بسیار زیبا  تنظیم شدند و به اجرا در آمدند) آثاری که در ضمن به روز بودن و مردم پسند بودنشان (که باز مقدار زیادی این خصلت، وابسته به ضربا هنگ سریع آنها بود) از غنای ملودیک و ویژگی فاخری هم برخوردار بودند که توجه نخبگان را هم به آنها جلب می کرد، در حالی که توام بودن این دو ویژگی در آثار تصنیف سازان بعدی به چشم نمی خورد. البته این نکته را هم باید اضافه کرد که نقطه اوج  آثار خالدی نیز متعلق به زمانی بود که با دلکش همکاری داشت واو نیز پس از قطع همکاری با دلکش در بیشتر مواقع نتوانست کارهای خیلی ماندگار و تاثیر گذاری را خلق نماید و می شود گفت که در دوران بعدی فعالیت هایش، ساخته های او عملا   تحت الشعاع  آثار کسان دیگری چون: علی تجویدی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی و... قرار گرفت. به هر حال پس از گسستن رابطه خانم دلکش و مهدی خالدی، دلکش از جواد و بزرگ لشگری (که اینک دیگر بنا به پیشنهاد خود دلکش  برادران لشگری خوانده می شدند) می خواهد که بجای خالدی، در نقش تصنیف سازان اصلی این ارکستر ظاهر شوند و این دو هم با وجود آنکه تا قبل از این پیشنهاد، چندان به صورت جدی، این زمینه را تجربه نکرده بودند (جز ساختن چند تصنیف نه چندان موفق برای قاسم غراب) با تردید های اولیه زیاد، بالاخره پیشنهاد دلکش را پذیرفتند و اتفاقا با ساختن اولین اثر مشترکشان به سال 1332در این ارکستر خیلی هم سربلند بیرون آمدند نام این اثر «فتنه» نام داشت که با مطلع: «نازنین یار من غافل از کار من تا به کی؟» آغاز می شد و در مایه بیات اصفهان بود. رهی معیری ترانه سرای نامی آن زمان که بیشتر به سرودن ترانه های فاخر و سنگین تر (مانند خزان عشق و به کنارم بنشین شهرت داشت) سرودن این ترانه متفاوت را بر عهده گرفت. این ترانه از بسیاری جهت (از جمله به لحاظ  دارا بودن ضرباهنگ تند) تداعی کننده برخی آثار خالدی بود و از این حیث کسانی که به شنیدن تصنیف های خالدی خو کرده بودند را به خوبی اقناع می کرد. برای ادامه کار جواد و بزرگ احتیاج به همکاری ترانه سراهای دیگری نیز داشتند چرا که سبک کاری آنها در اصول چندان متناسب با سبک ترانه سرایی رهی معیری نبود. در این میان به غیر از ایرج تیمورتاش که از قبل با این ارکستر در مقام ترانه سرا همکاری داشت. این دو یک ترانه سرای جدیدی راهم به دنیای هنر ایران معرفی کردند و این ترانه سرا هم کسی غیر از معینی کرمانشاهی نبود. فردی که در آن زمان کارمند رادیو بود و جز سرودن تصنیفی میهنی از ساخته های عباس شاپوری تجربه دیگری در امر ترانه سرایی نداشت. ظاهرا معینی برای شروع جدی کارش به جواد و بزرگ لشگری مراجعه می کند و برای همکاری با آنها اعلام آمادگی می نماید.


زنده یاد جواد لشگری

بزرگ و جواد، او را به دلکش (که در حکم سرپرست گروه بود) معرفی می کنند و دلکش هم همکاری مداوم با او را منوط به موفقیت اولین کار مشترکشان می کند. به این ترتیب اولین کار مشترک گروه برادران لشگری با معینی کرمانشاهی ترانه ای با مطلع: «من به تو دل دادم که صفا بکنی» در چهار گاه بود و سپس ترانه «تنهایی» در شوشتری. کارهای مشترک دیگری که به نام برادران لشگری ثبت شده است عبارتند از: نازنین من (در مایه دشتی با کلام: ایرج تیمور تاش)، دل خونین (در شور با کلام: تیمور تاش)، نوای دل (با کلام معینی کرمانشاهی) و دل خوش، که بنا به گفته جواد لشگری تمام این ترانه هایی که به نام برادران لشگری ثبت شده است در اصول متعلق به خود اوست و سهم بزرگ لشگری در این کارها ناچیز است و که تا حد زیادی صحیح به نظر می رسد. چون این آثار شباهت زیادی به کارهای بعدی جواد لشگری دارند ولی به ملودی های آثار بعدی بزرگ لشگری شباهت زیادی ندارند. گفتنی است که پس از 2-3 ماه که از آغاز همکاری مشترک دلکش با بزرگ و جواد لشگری سپری شد، در اثر اختلافی که میان این دو خویشاوند، رخ داد بزرگ لشگری از گروه جدا می شود و به ارکستر شماره 3 به سرپرستی ابراهیم منصوری و به خوانندگی مرضیه می پیوندد و پس از مدت کوتاهی خود سرپرستی این گروه را بر عهده می گیرد و به این ترتیب جواد لشگری به تنهایی در ارکستر شماره 2 به عنوان سرپرست و ملودی ساز انجام وظیفه می کند و تا سال 1335 این سمت را بر عهده داشت. که این دوران می شود گفت که از یک منظر، مهمترین دوره تصنیف سازی جواد، در کل دوران فعالیت ملودی سازیش است. چرا که عملا در این دوره جواد لشگری در زمره تاثیر گذارترین و پرکارترین تصنیف ساز ایرانی به حساب می آید که بسیاری از تصنیف های او در این دوره شهره خاص و عام می شوند بسیاری از نت های این تصنیف ها در مجله موزیک ایران آن زمان به چاپ می رسد. بسیاری از تصنیف های این دوره او نیز مانند کار «فتنه» از ضرب آهنگی تند برخوردارند، و کم و بیش خصلت عامه پسندانه ای هم داشتند. مانند: «رقص کولی» (در مایه ماهور با کلام: عبدالله الفت)، «بازآ به قلبم» (با کلام:معینی کرمانشاهی) و «شیر فروش» (با کلام: ایرج تیمورتاش که یک دو ضربی تند است) و... برخی هم که از ضرب آهنگی متوسط و ملایم تری برخوردارند نیز تا اندازه ای برخی کارهای مهدی خالدی را به ذهن متبادر می سازند مانند: تو نسوزی (در دستگاه همایون با کلام: سیمین بهبهانی) از مهمترین کارهای مشترک جواد لشگری و دلکش در این دوره می توان به آثاری چون: یک امشب (در ابوعطا با کلام: تیمورتاش)، راز پنهان (در افشاری با کلام رهی معیری)، لیلی جان (در ماهور با کلام تیمور تاش)، رقص مشتری (در شور با کلام: معینی کرمانشاهی)، وداع (در سه گاه با کلام: تیمور تاش)، شد بهار (در بیات اصفهان با کلام: معینی کرمانشاهی)، قایقران (با کلام: معینی کرمانشاهی در همایون)، با خیال تو (در دشتی با کلام: تیمورتاش)، شب مهتاب (در همایون با کلام: تیمورتاش) و... در عین اینکه بسیاری از مردم و احیانا برخی از قشرهای نخبه جامه آن روز ایران از اینگونه آثار استقبال می کردند اما برخی از منتقدین آن روزگار هم نظر چندان مناسبی نسبت به این قبیل ترانه ها نداشتند و آنها را مورد انتقاد قرار می دادند. البته بیشتر انتقاد های آنان پیرامون مفاهیم برخی از ترانه ها وتلفیق نادرست شعر و موسیقی دور می زد تا اینکه مبتنی بر ساختار موسیقایی آن تصنیف ها باشد. به عنوان مثال علی محمد رشیدی در مقاله ای انتقادی که در آبان 1334 در مجله موزیک ایران (دوره 6 سال 4) درباره برخی از تصنیف های ایرانی نوشته بود در مقام مثال از دو تصنیف ساخته جواد لشگری به نام های تنهایی و قایقران نام می برد. او می گوید: «در تصنیف تنهایی، معینی کرمانشاهی سروده است که - شب آمد، هجران باز آمد وای از تنهایی غم آمد، حرمان باز آمد وای از تنهایی-. در اینجا شاعر شب هجران خود را توصیف می کند و اندوه ورنج خود را از آمدن شب هجران بیان می کند.
در ادامه می گوید: سپیده زد، سحر آمد، بسر آمد شب هجرانم، تو ماه من چه بیایی چه نیایی بی تو گریانم. ما نفهمیدیم چرا شب شاعر، یک دفعه صبح شد و باز نفهمیدیم چرا شاعر دوباره به دنباله مطلب شب هجران را چسبیده است. ای شب هجران که نباشد سحر تو را... سپس در مورد دریا در تصنیف قایقران می گوید: دریا  در یا ای محفل رفیقان، دریا دریا دوری تو از رقیبان. شاعر اینجا از موج دریا، نسیم دریا، شب و سحر دریا و مهتاب دریا صرف نظر کرده و می گوید: دریا دریا دریا... بعد با التماس و زاری که: ترا به خدا قایقران آهسته تر رو... آخر کجای دریا محفل رفیقان است. اصولا عبارات کلیشه ای مانند: شب هجر، گیسوی سیاه و دراز یار، جفای دلدار و ناله عاشق که در اثر استعمال زیاد، حالت تهوعی را در انسان به وجود می آورد و محتویات تصنیف های رادیو را تشکیل می دهد و اسامی امثال زهرا جان، گل جان، لیلی جان، مریم جان و هزاران جان جان دیگر که از حلقوم ظریف همان زهرا جان ها و گل جان ها بیرون می آید و...
اما دهه 1330 نه فقط در تصنیف سازی که در زمینه زندگی خصوصی لشگری هم سال سرنوشت سازی بود. وی در همین سال 1330 با خانم عطیه حنانه خواهر کوچکتر مرتضی حنانه، آهنگساز نامی کشورمان ازدواج کرد که حاصلش 4 فرزند به نام های همایون، هاله، بابک و افشین بوده است. که همگی دارای تحصیلات عالیه هستند. همچنین همانگونه که گفته شد او به صورت موروثی از صدای خوشی نیز برخوردار بود، به همین دلیل در امتحانی که در چارچوب یک مسابقه رسمی موسیقی در رشته های مختلف که در سال 1332 در هتل پالاس برگزار شد در میان تعداد بسیار زیادی از داوطلبین که در رشته آواز شرکت کرده بودند پس از احمد ابراهیمی به مقام دوم رسید. البته او ابتدا قصد آن داشت که در رشته ویولون به عنوان داوطلب، شرکت نماید ولی به او اطلاع دادند که نوبت ثبت نام برای این آزمون گذشته است و او به ناچار در آزمون آواز شرکت می کند. هیات داوران برای این آزمون هم کسانی چون: ابوالحسن صبا، فاخره صبا، اولین باغچه بان، مشیر همایون شهردار، مرتضی محجوبی بودند. محل برگزاری آزمون هم در هتل پالاس بود. گفتیم که جواد لشگری در سال 1335 از ارکستر شماره 2 با خوانندگی خانم دلکش جدا می شود و از این زمان تا مدتی با ارکستر شماره 3 (به خوانندگی مرضیه) همکاری می نماید واین اتفاق زمانی رخ داد که بزرگ لشگری هم که مدتی با همین ارکستر همکاری می کرد، از این گروه جدا می شود و پس از مدتی با خواننده ای به نام «یاسمین» کارش را ادامه می دهد. جواد لشگری هم برای مرضیه آثار متنوع و فراوانی را ساخته است که از جمله مهمترین آنها می توان به: لاله صحرایی (در بیات اصفهان، کلام: معینی کرمانشاهی)، هرگز نمی شد باورم (در شور با کلام: معینی کرمانشاهی)، بجز مهر تو امیدی از این هستی ندارم (در اصفهان با ترانه ای از: عباس شهری)، شب و ساقی (با کلام بیژن ترقی)، داد دل (با کلام ابوالقاسم حالت)، خنده گل (با کلام: رهی معیری)، زورق شکسته، عشق وشیدایی (با کلام معینی کرمانشاهی)،مستی دیدار (با کلام سیمین بهبهانی)، ارمغان طبیعت (با کلام نواب صفا) و...که در میان این کارها  زورق شکسته به دلیل اینکه به وسیله مرتضی حنانه تنظیم شده حالت فاخرتر و متفاوت تری به خود گرفته و «هرگز نمی شد باورم» که در گل های رنگارنگ 573 باز پخش شده است، «خنده گل» و «لاله صحرایی» به لحاظ ملودیک دارای ارزش های بیشتری هستند و به لحاظ تلفیق شعر و موسیقی هم کم و بیش دارای اهمیت اند. اما بنظر می رسد که  کاری مانند «داد دل» خیلی دقیق ساخته نشده است و حتی ملودی آن در جاهایی مایه آذری دارد که خیلی خوب در اثر جا نیفتاده است. در تصنیف «شب و ساقی» هم لشگری تلاش کرده که به گونه ای اثر خود را شخصا هارمونیزه نماید. در کل چون تمایل جواد لشگری به خلق آثاری با مایه بزمی وضرب آهنگ نسبتا تند بوده است، شاید صدای خواننده ای مانند مرضیه چندان مناسب ملودی های ساخته شده او نباشد. و در زمینه خلق آثار سنگین تر وفاخر تر هم لشگری همواره به یک سبک و سیاق عمل نمی کند و در این نوع کارها، آثارش فراز و نشیب زیادی دارد. پس از مرضیه، لشگری با الهه قطعاتی را اجرا نمود که برخی از آنها هم البته به لحاظ ملودی سازی وتنظیم مناسب حائز اهمیت هستند مانند: به یاد صیاد (با تنظیم درخشان حنانه با کلام: هدایت الله نیر سینا در مایه شور)، نامه رسان (با کلام: کریم فکور در مایه دشتی)، ناله ساز (با کلام کریم فکور)، رویا (با کلام: کریم فکور در مایه بیات اصفهان)، و البته تعداد دیگری از آنها هم  چه به لحاظ ملودیک و چه به لحاظ تنظیم فاقد اهمیت هستند مانند: طوطی (با کلام کریم فکور در مایه بیات ترک)، لبخند پیروزی (با کلام نیرسینا در مایه شوشتری)، غزال زیبا و جلوه بهار (با کلام کریم فکور)، دختر کوهستان (با کلام کریم فکور) و... جواد لشگری در ادامه فعالیت هایش مدتی با ارکستر 4 و 5 رادیو هم همکاری می نماید. در اواخر دهه 1330 جواد لشگری ساختن ترانه های فیلمی به نام «روزنه امید» به کارگردانی سردار ساگر را برعهده می گیرد که در این فیلم حسین خواجه امیری (ایرج) که در اوایل دوران فعالیتش قرار داشت بجای هنرپیشه نقش اول مرد فیلم (نصرت الله وحدت) ترانه های لشگری را اجرا کرد و همچنین الهه هم خواننده دیگر این فیلم بود. بعد ها لشگری برای ایرج ترانه های دیگری را هم می سازد. از جمله: «کاروان دل» (با کلام: مینو صابری در مایه دشتی)، «بیگانه از عشق» (در مایه دشتی) و «غزل ستارگان». اما یکی از مهمترین خوانندگانی که توسط جواد لشگری به جامعه هنری ایران معرفی شد سیمین آرین نام داشت خواننده جوانی که در حدود سال 1338 فعالیت هنری خود را آغاز کرد و حدود 2-3 سالی هم بیشتربه فعالیت ادامه نداد و تمام کارهای اجرایی او که حدود 52 اثر می شود توسط جواد لشگری ساخته شد. حالت و لحن بیانی او در ترانه خوانی شباهت زیادی به مرضیه داشت. منتها صدایش زیر تر بود و حالت کاملا بزمی داشت. از مهمترین کارهای او با لشگری می توان به آثاری از او چون: تنها مرو و سرنوشت من (هر دو با کلام نواب صفا)، گل میخک (در مایه دشتی)، خانه رویا (در بیات اصفهان)، جهانگرد (با کلام کریم فکور)، انتظار، در ساحل کارون (در مایه بیات اصفهان با کلام کریم فکور)، رقص پروانه، چنگ زهره، تمنای دل و... لشگری خود در مصاحبه ای با نگارنده خواننده مورد علاقه خود را سیمین آرین می داند و شاید بتوان گفت که دلیل اصلی این علاقمندی در تناسب بسیار زیاد شیوه اجرایی و لحن بیانی سیمین آرین با سبک تصنیف سازی جواد لشگری بود. که هم صدایش خصلت عامه پسندانه داشت و مناسب با ترانه های با مایه بزمی بود، و ملودی های با ضرب آهنگهای تند را خیلی خوب اجرا می کرد. خصوصیاتی که از ویژگی های مهم بسیاری از آثار موفق جواد لشگری است. و در میان این ساخته ها بخصوص اثر «جهانگرد» به لحاظ دارا بودن مایه بزمی و عامه پسندی فراوان بسیار قابل توجه است و آوازی که سیمین  در میانه این کار می خواند، هم البته واجد ارزش است. در اصول شاید بتوان گفت که یکی از دلایل اصلی عدم دعوت از جواد لشگری برای شرکت در برنامه گلها  در همین متفاوت بودن سبک تصنیف سازی او با ملودی سازان برنامه گلها نظیر: تجویدی، معروفی، خرم، بدیعی، یاحقی و... بود چرا که این مایه بزمی و ضرباهنگ های تند و حالت رنگی آثار لشگری در بیشتر کارهای این تصنیف سازان به هیچ وجه دیده نمی شود و بر عکس، آثار آنها دارای ساختاری فاخر و ضربی های سنگین بودند. البته لشگری کارهایی به سبک تصانیف گلها هم دارد که از برخی از آنها در این برنامه اتفاقا استفاده شده است. منتها ظاهرا پخش این آثار در برنامه گلها بدون اجازه او صورت گرفته است. برخی از کارهای او که در گلها مورد استفاده قرار گرفته است عبارتند از:
1 - ای میهن ای گهواره آرامش ما در ماهور با صدای الهه و تنظیم جواد معروفی در گلهای رنگارنگ 557
2 - شبی که مهمان تو بودم ترانه از: شاه زیدی با تنظیم: فریدون ناصری با صدای مرضیه در دستگاه شور در گلهای رنگارنگ 569
3 - هرگز نمی شد باورم  این برف پیری بر سرم، در دستگاه شور با کلام: معینی کرمانشاهی در گل های رنگارنگ 573 با صدای مرضیه
4 – به جز مهر تو امیدی از این هستی ندارم، با کلام عباس شهری با صدای مرضیه در بیات اصفهان که البته همانگونه که ذکر شد باید به این دسته از تصنیف ها، آثاری از او که توسط مرتضی خان حنانه تنظیم یافته را هم اضافه کرد یعنی: «به یاد صیاد»، زورق شکسته و چون موی تو (با کلام: بیژن ترقی در مایه دشتی با صدای پوران). همچنین برخی کارهای متفاوت دیگر او مثل مردان هنر (با کلام نیرسینا و با صدای قره باغی) و برخی آثار با ضرباهنگ کند او مثل عشق بی ریا (با کلام بیژن ترقی و صدای کوروس سرهنگ زاده) البته خود جواد لشگری علت اصلی عدم شرکت خود را در برنامه گلها در مشغولیت فراوانش در رادیو می داند. چرا که او در زمره ملودی سازانی بوده که حداقل ماهی 2 تصنیف می ساخته است. در اواخر دهه 1340 لشگری در زمره افرادی بود که از طرف رضا قطبی به همراه حنانه در تربیت برخی خوانندگان جدید برای  اجرا در رادیو تلویزیون در نظر گرفته شدند. حسین قوامی، خانم شهنیا، خانم شادنوش و فریدون ناصری هم در زمره آموزش دهندگان بودند. البته آموزش ها چندان جدی و اساسی نبود. بلکه بیشتر مبتنی بر تمرین خوانندگان با ارکستر بود. در این کلاس، برخی  از خوانندگان معروف بعدی مانند: سیمین غانم، هوشمند عقیلی، سوگل، ژاله فرحزادی، حبیب، محسن، گودرزی، جوهری و مرجان (با نام اصلی سیما مافیها) حضور داشتند. برخی دیگر از تصنیف های لشگری در اواخر دهه 1340 و 1350 عبارتند از: ابر پاییز (ترانه: بهادر یگانه با صدای سیمین غانم)، غم هستی (بهادر یگانه - غانم)، رها شده (کلام: پریدخت مخبر - غانم)، غم تنهایی (نیری - غانم)، عشق زود گذر (صراف پور - غانم)، می نخورده مستم (ماهدخت مخبر - ژاله فرحزادی)، فصل گل (سالک - سوگل)، بی آرام (مخبر - دینامیک)، آهو (کریم فکور - عهدیه)، خوشا دیشب (نیرسینا - عهدیه)، یارب ره میخانه کو (بهادر یگانه - وفایی) و... که از میان آنها هر چند کارهایی مانند غم تنهایی ساختاری کلاسیک دارد ولی اثری مانند ابر پاییزی بسیار مدرن و امروزی جلوه می کند و تا مرز موسیقی پاپ هم نزدیک می شود.
در یک سال آخر حکومت پهلوی، لشگری ارکستری به نام رامتین را اداره می کرد. در اوایل دوران پس از انقلاب، لشگری از اداره راه آهن رسما بازنشسته می شود و تا نیمه دوم دهه 1370 که شرایط برای اجرای مجدد برخی ترانه های قدیمی مناسب نبود، لشگری در خلوت خویش ودر محافل کوچک به نوازندگی ویولون و خواندن آواز ترانه هایش مشغول می شد او البته در زمره اولین تصنیف سازانی بود که به چاپ کتاب های ترانه هایش (با نت) مبادرت نمود. و دو کتاب «صد آهنگ» و «نغمه های دل انگیز» را به علاقمندان تقدیم کرد. البته اولین کتاب از آثار وی تحت عنوان ملودی های زیبا قبلا به سال 1335 در آمده بود. برخی از آثار قدیمی او در این سال ها توسط خوانندگان مختلفی چون: علیرضا افتخاری، علی رضا قربانی، جمال الدین منبری، فاضل جمشیدی، محمد معتمدی و اخیرا علی امیرقاسمی (سرپرست گروه نغمه باران) خوانده شده است. بدون تردید بهترین مجری کارهای لشگری در دوران پس از انقلاب علی رضا افتخاری بوده که بخاطر داشتن مقداری مایه بزمی در لحن صدایش، او را کاملا مناسب اجرای برخی تصنیف های او کرده ودر این راستا 3 نوار کاست مشتمل بر تعدادی از کارهای لشگری به نام های: گل میخک، خوش آمدی و عشق گمشده با خوانندگی افتخاری تاکنون روانه بازار شده است و نامناسب ترین صدا هم برای اجرای کارهای او علی امیر قاسمی است که متاسفانه با شنیدن صدای او و اجراهای بی روح و تصنعی و لحن نامناسب صوتش واقعا عرق شرم و خجالت را به گونه هر علاقمند به هنری می نشاند. ضمنا خود جواد لشگری هم تاکنون دو سی دی از کارهایش را با صدای خود به بازار فرستاده است. به نامهای نوای دل و اسیر دل. در این سال ها او ضمنا مشغول جمع آوری خلاصه ای از ردیف های میرزا عبدالله، درویش خان، موسی خان معروفی، صبا و... بصورت کتاب نت همراه نوار برای آشنایی علاقمندان به موسیقی سنتی ایران بوده است.

منابع:
1 - گفت و گوی اختصاصی علی عظیمی نژادان و سروش ریاضی با جواد لشگری مندرج در گزارش موسیقی شماره 61 (1392)
2 - گفت و گوی اختصاصی علی عظیمی نژادان با بزرگ لشگری در مجله اینترنتی قدیمی ها
3 - گفت و گوی روزنامه آفتاب یزد با جواد لشگری در 8 بهمن 1381
4 - مجله موزیک ایران دوره ششم و دوره بیستم
5 - مردان موسیقی سنتی و نوین ایران جلد اول نوشته حبیب الله نصیری فر
6 - کتاب صد آهنگ و نغمه های دل انگیز (مجموعه آثار جواد لشگری همراه با نت و شعر ترانه ها)
7 - تصنیف ها و ترانه های ایران زمین نوشته نصیری فر

۱ نظر:

ناشناس گفت...

باسلام وتشکراززحمات شما
خواهشمنداست مصاحبه ای با استاد (بزرگ لشکری) که خدمات زیادی به موسیقی ایران نموده است داشته باشید.
باسپاس