۱۳۹۱ بهمن ۱۷, سه‌شنبه

برج آزادی، زنده و آزرده


جدید آنلاین - ثمر سعیدی: ساکنین پایتخت، به خصوص عده ای که به مسیرهای غرب تهران رفت و آمد می کنند ممکن است روزانه یا چند روز در هفته از مسیرهای منتهی به میدان آزادی عبور کنند.

اما چه تعداد از سرنشین های خودروها یا حتا رهگذران، درباره برج آزادی اطلاعاتی دارند؟ میدان آزادی با ترافیکِ دور میدان و ازدحام مسافران شناخته می شود. ورودی های چهار طرف میدان به سمت خیابان آزادی و مرکز شهر، خیابان جناح که منتهی می شود به آریاشهر و پونک، جاده مخصوص کرج که به سمت فرودگاه می رود و پارک سوار و ترمینال مسافربری غرب تهران به طور معمول همیشه مملو از خودروهای شخصی و عمومی و ازدحام مسافران و افراد عبورکننده  است. میدان آزادی یکی از شاه راه های کلیدی غرب تهران است و حاصل این همه آلودگی صوتی و محیطی، آسیب هایی است که در طی سالیان دراز به برج سفیدپوش وارد شده است.
اما در محوطه برج، زندگی روزانه ای جریان دارد که تنها با قدم زدن در این مسیر و عبور از ازدحام می توان آن را کشف کرد. عکاس های دوره گرد از سالیان دور تا کنون در این محوطه مشغول به کار هستند. مسافران تازه از راه رسیده و علاقه مندان، برای عکس گرفتن با برج سفیدپوش وسوسه می شوند و با وجود این که این روزها کثرت دوربین های دیجیتال و موبایل های دوربین دار، اندکی بازار عکاسان دور میدان را کساد کرده است اما آنها باز هم از تجربه های خود می گویند: مشتری های ما بیشتر مسافران و سربازهایی که از شهرستان ها می آیند و به خصوص، افغانی ها هستند.


برج شهیاد

عکاس ها در بساط  شان، چاپ کننده فوری عکس هم دارند و تصاویر را چاپ شده به مشتری های خود تحویل می دهند. ساندویچ فروش، چای فروش و بستنی فروش نیز مثل روزگاران قدیم در محوطه میدان آزادی پرسه می زنند. ساندویچ فروش دوره گرد می گوید: بیشتر مشتری های ما افراد عبورکننده هستند، با این حال مشتری ثابت هم دارم که بیشترشان از همین کسبه دور میدان و نگهبانان محوطه هستند.
نگهبان ها و باغبان های فضای سبز برج در محوطه مشغول به کار هستند و تعداد زیادی از مردم فقط از این میدان عبور می کنند تا به سمت دیگر خیابان بروند و به ایستگاه های اتوبوس تندرو برسند. آنها چیز زیادی در مورد برج نمی دانند. حتا راننده های تاکسی هم که مسیرهای خود را فریاد می زنند و بر سر جلب مسافر با یکدیگر در رقابت هستند توجه چندانی به این بنای سفید رنگ و زیبا ندارند.
از زیرگذرهای برج که تبدیل به بازارچه شده اند می گذرم و از پله ها بالا می روم. نمای برج در پشت زمینه ای از آسمان خاکستری و غبارآلود زمستان تهران قاب شده و عظمت و زیبایی بنا کم کم از این فاصله نزدیک، به چشم می آید.
عملیات ساخت برج آزادی -شهیاد سابق- که یکی از نمادهای مشهور ایران و شهر تهران است از سال ۱۳۴۸ اجرا شده و در دی ماه ۱۳۵۰ به بهره برداری رسیده است. این بنا نمونه ای عالی از تلفیق معماری ایرانی و اسلامی است. مساحت زیر بنای این میدان، حدود ۷۸ هزار مترمربع است و بنای آن به صورت دروازه ای به ارتفاع حدود ۴۵ متر ساخته شده است که پنج متر آن داخل زمین فرو رفته است. طاق آن از زمین، ۲۳ متر فاصله دارد، دارای ۸ بخش مجزا بوده  و عرض پایه این بنا ۶۶ متر است. در محوطه میدان، ۶۵۰۰۰ مترمربع، به صورتی زیبا باغچه بندی و گل کاری شده است. در ساختمان آن ۲۵۰۰۰ قطعه سنگ به کار رفته و ۹۰۰ تن آهن مصرف شده  است.
در سال ۱۳۴۵ طرح یک بنا برای تبدیل شدن به نمادی برای ایران به مسابقه گذاشته شد. مهندس حسین امانت که در آن زمان، جوانی ۲۴ ساله و فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود پس از ارائه طرحش به عنوان برگزیده این رقابت معرفی شد و به این ترتیب، کار ساخت برج آزادی به صورت کنونی آغاز شد.


مهندس حسین امانت

مجموعه فرهنگی برج آزادی متشکل از بخش های مختلف فرهنگی است که همگی در زیر برج آزادی بنا شده اند. موزه ها و نگارخانه های مختلف، سالن های اجتماعات و سالن برگزاری کنفرانس و کنسرت، کتابخانه و واحد سمعی و بصری همگی جزو بناهای ساخته شده در زیر برج آزادی هستند.
اما آن چه که باعث شد نام برج آزادی در ماه های اخیر، بارها در صدر اخبار مطرح شود نگرانی ها از ترمیم غیراصولی برج بود که خرابی هایی را در این ساختمان زیبا و ارزشمند به وجود آورده است. شهرداری تهران مسئولیت مرمت و بازسازی بخش های آسیب دیده برج را برعهده دارد اما این کار به صورتی نگران کننده پیش می رود. رد نم و رطوبت در بسیاری از فضاهای داخلی برج به وضوح دیده می شود و حتا در این روزها بوی رطوبت در برخی از فضاهای بخش زیرین برج به مشام می رسد. قسمت کتابخانه به دلیل شدت خسارات وارده به طور موقت بسته شده و بازدیدکنندگان موزه ها و نگارخانه زیر برج با کمی دقت به بخش های سقف و دیوار این مکان ها می توانند عمق فاجعه ای را که در ماه های آینده در این مجموعه فرهنگی هنری به وقوع خواهد پیوست دریابند.
از آن جا که بنای برج آزادی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است، سازمان میراث فرهنگی، بر روی کار مرمت و بهسازی برج نظارت می کند. در خبرها آمده بود که چندی پیش، کارشناسان این سازمان، پس از این که از کارگاه مرمت و بهسازی برج بازدید کردند در حضور سرپرست کارگاه گفته بودند: اقداماتی که تاکنون در جزیره برج آزادی به بهانه ساماندهی و مرمت انجام شده، مرمت نبوده، بلکه فاجعه ای دردناک در تاریخ ساماندهی آثار تاریخی است.
آن طور که پیداست یکی از واضح ترین دلایل تسریع روند فرسایش و تخریب بناها نشت رطوبت حاصل از آبیاری چمن های محوطه برج به طبقات زیرین است. متاسفانه بیشتر بناهای مجموعه فرهنگی درست در زیر این چمن ها قرار دارد، هم چنین درخت هایی که سالیان پیش در این محوطه قرار داشتند و ریشه آن ها رطوبت را به خود جذب می کرد و اثری مثبت داشت، اکنون سال هاست که قطع شده اند. لابه لای برخی از سنگ ها گیاه سبز شده و رشد گیاه به طور حتم در دراز مدت، باعث تخریب سنگ خواهد شد. هم چنین آلودگی هوا و آلودگی صوتی بیش از اندازه، تهدیدی بزرگ برای کل این بناست.


برج شهیاد

با وجود این معضلات، زندگی روزمره در اطراف برج آزادی اما، با سر و صدا و هیاهوی فراوان جریان دارد. سربازهایی که از شهرستان آمده اند برای رفتن به بالای این ساختمان هیجان زده هستند اما در عین حال، گلایه دارند که بابت ورود به مجموعه فرهنگی و رفتن به بالای برج از آنها بلیت می خواهند. بهای ورودیه این مجموعه، شش هزار تومان برای تهیه سه قطعه بلیت است. بازدیدکنندگان می توانند از بخش های مختلف برج، شامل موزه سنگ و جواهرات قیمتی، موزه ایران شناسی، تالار آینه، نگارخانه، گذرگاه پیشینیان و بادگیرهای بالای بنای برج بازدید کنند.
در قسمت بالای برج پنجره هایی تعبیه شده که از آنها خیابان های اطراف با منظره ای زیبا مشخص است. اما به نظر می رسد دیگر بلندای این بنا یکه تاز نیست. چرا که در جهات مختلف، می توان ساختمان های بلندمرتبه ای را در دورنمای خیابان هایی مثل آزادی و آریاشهر دید که با وجود غبارآلودگی هوای دود گرفته تهران، قد افراشته  و به برج آزادی سلام می کنند. بعضی از بازدیدکننده های پیشین در لابه لای پنجره ها با خودکار و ماژیک، یادگاری نوشته اند. آن چه که در کاشی کاری های فیروزه ای بالای برج دیده می شود اندکی ناراحت کننده است. تعداد زیادی از این کاشی ها به خاطر فرسایش در اثر آب باران، تخریب و کنده شده اند.
در بازگشت از بنای بالای برج رد رطوبت که بر روی سنگ ها شوره و سفیدک زده جا به جا به چشم می خورد. به نظر می رسد بهسازی و حفظ و نگهداری بنایی که به عنوان یکی از نمادهای مهم پایتخت و کشور مطرح است به شایستگی، صورت نمی گیرد. به یاد حرف ساندویچ فروش دوره گرد می افتم که گفته بود: این برج مایه برکت است و سال هاست که نان ِ من و زن و بچه ام از این جا تامین می شود، خدا این برج را از ما نگیرد.

هیچ نظری موجود نیست: