ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۱۸, جمعه

لطفی هیچ‌گاه سازش را تحمیل نکرد

لطفی با تمام بزرگی‌اش برای مخاطب ارزش قائل بود، برای هر اجرا هیجان داشت و همیشه طوری روی صحنه می‌رفت که انگار اجرای آخرش است.
به گزارش ایسنا، مراسم شصت‌و‌نهمین سالروز تولد زنده‌یاد محمدرضا لطفی شامگاه 17 دی‌ماه برگزار شد و جمعی از دوستداران این هنرمند برای گرامیداشت یاد او در فرهنگ‌سرای نیاوران گردهم جمع آمدند.
در این مراسم که با اجرای سید عباس سجادی همراه بود، معاون امور هنری وزارت ارشاد در سخنانی مطرح کرد: هرچه از لطفی بگوییم کم است طی 12 سالی که مدیر مرکز موسیقی بودم با او ارتباط داشته‌ام.
او ادامه داد: هنگامی که او در بیمارستان بستری بود بنده به اتفاق آقای دکتر جنتی از ایشان عیادت و دقایقی با هم صحبت کردیم، هرچند که او در آن زمان نیمه‌ هوشیار بود.
علی مرادخانی با بیان این‌که لطفی در آن زمان هم به نکات خوبی اشاره می‌کرد، گفت: قطعا نسل آینده لطفی را بهتر از ما خواهند شناخت، متاسفانه هر چه می‌گذرد بیشتر کمبود او را حس می‌کنیم، اما امیدوارم در آینده باز هم افرادی مانند لطفی در سپهر موسیقی ایران داشته باشیم.

مراسم شصت‌و‌نهمین سالروز تولد زنده‌یاد محمدرضا لطفی

مجید کیانی نیز با حضور در این مراسم در سخنانی اظهار کرد: ما هنگام ساز‌ زدن، آواز و موسیقی نواختن در واقع می‌خواهیم احساس‌مان را به مخاطب منتقل کنیم، اما اگر بخواهیم حس‌مان را به او تحمیل کنیم بدترین روش را انتخاب کرده‌ایم.
این نوازنده پیشکسوت سنتور ادامه داد: این‌که فقط کار خودمان را قبول داشته باشیم و دیگران را نفعی کنیم در واقع مانع پیشرفت هنر شده‌ایم؛ این همان خوی محمدرضا لطفی است که هیچ‌گاه سازش را به کسی تحمیل نکرد.
او با تاکید بر این‌که لطفی همیشه با صداقت ساز می‌زد، افزود: لطفی هم هنرمندان زمان خود را می‌شناخت و هم اطلاعاتی کامل راجع به گذشته و همین‌طور موسیقی کلاسیک و نواحی داشت. او حتی به جامعه‌شناسی موسیقی نیز اشراف پیدا کرده بود که می‌شد این را به راحتی حس کرد.
سپس ارشد طهماسبی پشت تریبون قرار گرفت و با بیان خاطره‌ای از زنده‌یاد محمدرضا لطفی گفت: در زمانی ما چندان اجازه کنسرت نداشتیم و بیشتر در مجامع خصوصی اجرا می‌کردیم، یکی از کنسرت‌های ما قرار بود برای یک گروه زرتشتی برگزار شود و من برای آن اجرا استرس و هیجان زیادی داشتم. نزد لطفی رفتم و برایش از این هیجان گفتم که او پاسخ داد دستت را روی قلب من بگذار وقتی من سرم را روی قلب‌اش گذاشتم دیدم قلب‌اش به تندی می‌تپد و او هم هیجان زیادی دارد.
این نوازنده با بیان این‌که باید برای مخاطب ارزش قائل باشیم، گفت: لطفی با تمام بزرگی‌اش برای مخاطب ارزش قائل بود و برای هر اجرا هیجان داشت و طوری روی صحنه می‌رفت که انگار اجرای آخرش است.
در بخش دیگری از این مراسم قطب‌الدین صادقی در سخنانی مطرح کرد: من و محمدرضا لطفی با هم خیلی فرق داریم، اما من امروز می‌خواهم از شباهت‌هایمان صحبت کنم. شباهت ما این است که نسل ما نسل آرمان‌هایی بود و همه در شرایط آن دوران، دنبال بیرون رفتن از بحران‌ها بودیم.
این نمایشنامه‌نویس اظهار کرد: لطفی علاوه بر تسلط بر موسیقی اهل کتاب و شعر بود. نسل آرمان‌های ما علاوه بر اینها گرایش‌های اجتماعی و دل‌مشغولی‌های سیاسی هم داشت.
قطب‌الدین صادقی با بیان این‌که لطفی یک سرکشی عجیب داشت، اظهار کرد: سرکشی لطفی در ساز زدن او هم نمود پیدا می‌کرد. لطفی شور تازه‌ای به موسیقی‌اش داد.
این هنرمند در بخش پایانی صحبت‌هایش نیز خاطره‌ای از زنده‌یاد لطفی نقل کرد.
علی‌اکبر شکارچی، نوازنده پیشکسوت کمانچه نیز در بخش پایانی این مراسم بیان کرد: شاید 70 سال پیش که لطفی یک کودک بود کسی فکر نمی‌کرد او یک روز نابغه شود. او زحمات زیادی برای آموزش موسیقی ایرانی کشید و فکر می‌کنم هیچ کس نباشد که در نواختن تار و سه تار از او تقلید نکرده باشد.
شکارچی با کمانچه نوازی‌اش به این مراسم پایان داد.

هیچ نظری موجود نیست: