ه‍.ش. ۱۳۹۴ شهریور ۳, سه‌شنبه

مهدی فخیم زاده: نابلدی در تلویزیون خیلی زود رو می شود

بانی فیلم - مجتبی احمدی: این روزها مهدی فخیم زاده با سریال «دندون طلا» دومین تجربه همکاری اش با داوود میرباقری را پس از «مختارنامه» البته این بار در شبکه نمایش خانگی رقم می زند.
کارگردان سریال ماندگار «خواب و بیدار» که جزو معدود کارگردانانی است که سینما را در ژانرهای مختلف تجربه کرده، مهمان یک فنجان چای بانی فیلم شد تا از چند زاویه در خصوص سینما و تلویزیون پاسخگوی ما باشد. کارگردان مجموعه های «حس سوم»، «ساختمان 85»، «ولایت عشق»، «تنهاترین سردار» که عید نوروز امسال را با سریال «فوق سری» در ژانر پلیسی تجربه کرده است، در این گپ و گفت طولانی از چند و چون کار در شبکه خانگی گفت، اوضاع تلویزیون را با این مدیوم خاص مقایسه کرد و وضع سینما را به لحاظ تولید و اکران به بررسی نشست. بخش اول این فنجان چای امروز پیش روی شماست و در شماره بعدی کارگردان فیلم های «همسر»، «هم نفس»، «تاواریش» و... بیشتر از قنبر دیزلِ سریال «دندون طلا» گفته است.

قبل از هر چیز آقای فخیم زاده خبری از حال و احوال این روزهایتان بدهید؟ چه می کنید و چه برنامه ای دارید؟
بعد از سریال میرباقری در حال کار روی یک فیلمنامه سینمایی هستم و اگر فیلمنامه در بیاید و شرایط مهیا باشد آن را کار خواهم کرد.

منظور از شرایط در آمدن فیلمنامه است یا در کل شرایط ساخت فیلم سینمایی و...؟
هم فیلمنامه و هم شرایط سینما...

شرایط سینما؟
بله همانطور که همه می دانند، شرایط سینما این روزها آشفته است، ولی با این حال روی این پروژه سینمایی کار می کنم و اگر قصه درست از آب در بیاید و جواب بدهد، به فکر ساخت این فیلم می افتم، سرمایه گذار و... در کل باید فکر کنم ببینم امروز فیلم سینمایی بسازم یا خیر!

خیلی وقت است که شما سراغ سینما نیامده اید؟
(می خندد) بله...

از فضای کار هم می گوئید؟
(می خندد) هنوز خیلی مشخص نیست.

سینمای مهدی فخیم زاده خواهد بود؟
اگر منظورت را درست حدس زده باشم بله، من مثل همیشه تلاش می کنم ارتباطم با مخاطب برقرار باشد. همیشه مدنظرم هست که حداقل از نظر خودم کارم با مخاطب ارتباط برقرار کند حالا بشود یا نشود نمی دانم. سعی می کنم فیلمم با مخاطب عام برخورد داشته باشد.

خودتان می نویسید؟
بله...

بحث به سینما کشید، بد نیست راجع به این مسئله صحبت کنیم که چرا در این سالها ما اثری ماندگار و صاحب وجهه تولید نکردیم، حتی صاحبان نام در سینما نیز اقدام قابل دفاعی نداشته اند، مگر معدود و انگشت شمار.
بالاخره شرایط، روی کار سینما تاثیرگذار است. آدم های تاثیرگذار و مهم سینما به این راحتی خودشان را وسط یک ماجرا نمی اندازند. سعی می کنند شرایط فراهم شود. خب اگر شرایط فراهم نشود، آثار توقع لازم را برآورده نمی کند.

اما آثار تولیدی نشان از این دارد که...
اگر منظورت آثار تولید شده سال گذشته و جشنواره است باید بگویم اینها محصول شرایط آشفته است. شرایط آشفته ای که چند سال بر سینما حاکم بود و هنوز هم بقایای آن وجود دارد. عامل وضعیت فعلی به دو مسئله بر می گردد. وجوه اقتصادی و سرمایه گذاری دولتی که آمد و وارد سینما شد و خیلی ها را با وسوسه جذب کرد. کلی تهیه کننده و کارگردان به این سمت جذب شدند و بر سینما تاثیر بسیار گذاشتند. خیلی ها چشمشان در تولید به دست نهادهای دولتی بود...

نتیجه این نگاه به دست نهادهای دولتی در بحث سرمایه گذار برای سینما، ایجاد توقعات متقابلی می کند که...
بله همین طوری که پول نمی دهند! توقع دارند خواسته هایشان در فیلم لحاظ شود و همین مسئله به کیفیت کار ضربه می زند. اصولاً فیلم دولتی خصلت های خاص خودش را دارد. در این دست آثار اگر نگوئیم مخاطب حذف می شود می توانیم بگویم مخاطب در مرحله آخر قرار می گیرد. بیشتر بر آوردن توقع سرمایه گذار مدنظر است و هیچ دغدغه ای مثل نوع اکران و روبرو شدن با مخاطب وجود ندارد. در فیلمسازی دولتی تمام فاکتورهای لازم و اصل فیلمسازی برای مخاطب حذف می شود و در این شرایط نه منویات مدنظر سفارش دهنده منتقل می شود و نه اثر کارگردان و تهیه کننده قابل دفاع از آب در می آید. چون کار آنها هرگز با مخاطب ارتباط برقرار نمی کند و عملاً رونق سینما در این آثار اتفاق نمی افتد.

و مسئله بعدی...
مشکل بعدی این است که فیلمسازها جوابگوی فیلم ها نیستند، بلکه سازمان سینمایی است که باید جوابگو باشد. در حالیکه به نظر من سازمان سینمایی هیچ ربطی به کیفیت آثار ندارد. سازمان سینمایی باید نگاهش معطوف به سینما باشد نه فیلم، در واقع باید به سراغ زیر بنای سینما برود، سالن ها، تجهیزات سینما، رونق کلی سینما و... الان مسئله این است که به خاطر یک فیلم ساخته شده که شاید عده ای ان را دوست نداشته باشند، سازمان سینمایی باید جوابگو باشد. به نظر من اگر مشکلی هم هست خود فیلمساز باید جوابگو باشد. مجلس هم حتی اگر اعتراضی دارد باید خود فیلمساز را دعوت کند و از او بپرسد چرا این فیلم را ساختی؟! قوه قضاییه هم همین طور، تا وقتی که رییس سازمان سینمایی به جای مسوول فیلم باید جوابگوی فیلم باشد، وضع همین است. در این شرایط سازمان سینمایی به وسیله رشته هایی کنترل را مدام اضافه می کند چرا؟

چون خودش باید جوابگوی فیلم ها باشد؟
دقیقاً، چون می گوید تو اگر این فیلم را بسازی من باید جوابگو باشم. در این شرایط مدام طناب ها اضافه می شود در خصوص اکران، عدم اکران، پروانه ساخت  و... در این شرایط طناب ها کمک می کند ضریب اطمینان برای سازمان سینمایی بالا برود، چرا که دوست ندارد جوابگو باشد. این طناب ها در شکل پروانه ساخت، پروانه نمایش، اکران کردن، اکران نکردن و... ظاهر می شود تا جوابگو نباشد و یک مقدار خودش را در برابر فیلم ها بیمه کند ، در حالیکه فیلم ها اگر خوب نیستند یا مشکلی دارند باید خودمان جوابگو باشیم. اگر در هر محله ای قرار باشد کلانتری جوابگوی اشتباه بقیه باشد چه می شود؟! هر کسی دعوا کند می روند سراغ سرکلانتر و رئیس کلانتری، چرا آخر؟! هر کس خودش باید جوابگوی کارش، فهمش و اثرش باشد. در سینما ما این دو مشکل را داریم. یکی سرمایه گذار دولتی که آمده و بخش خصوصی را از پا انداخته و دومی سازمان سینمایی که به نیابت از فیلمسازها مدام مشغول جوابگویی و پاسخگویی است!

و راهکار مهدی فخیم زاده که در این ادوار با گروه های مختلف و مدیریت های مختلف کار و شرایط مختلف را تجربه کرده چیست؟
اول اینکه خود فیلمساز جوابگوی کارش باشد نه سازمان سینمایی، مثل اینکه تو در بانی فیلم اگر چیزی بنویسی، هم خودت و هم مدیرمسئول بانی فیلم جوابگو هستید، دایره مطبوعات را که به دادگاه نمی برند! در سینما هم تهیه کننده و کارگردان مسئول فیلم هستند. اگر تو بنویسی، دایره مطبوعات برود جوابگو باشد دایره مطبوعات وزارت ارشاد برای تو کلی محدودیت ایجاد می کند تا ننویسی! چرا که خودش باید جوابگو باشد. در این شرایط سینمای ما ضرر می کند، چون آقای ایوبی مسئول فیلم هاست، چرا آقای ایوبی باید جوابگوی ایراد فیلم ها باشد. این مسئله تبعات دارد و ما بارها شاهد این تبعات و محدودیت ها بوده ایم. مسئله بعدی سرمایه گذاری است. سرمایه های دولتی وارد سینما می شود، اکران هم برای فیلم می گیرد، خیلی وقت ها برای فیلم تماشاگر هم جور می کند...

اعمال نفوذ...
اعمال نفوذ به کنار، مدارسی را می برند برای دیدن فیلم...

گاهی حتی پادگان ها...
واقعاً چرا؟ خب اگر واقعا قصد خیری در این قضیه وجود دارد این پول را بدهید تلویزیون!

چرا تلویزیون؟!
چون مخاطب عام دارد! معلوم است کسی نمی آید 8 هزار تومان بدهد و به سینما بیاید تا اهداف و منویات پیام تو را گوش کند!
پول می دهی فیلم می سازی، سینمای خوب می گیری، تماشاگر را هم برای فیلم جمع و جور می کنی تا پیامت را منتقل کنی در حالیکه خیلی اوقات نمی توانی تماشاگر هم جور کنی، آمار فروش فیلم های دولتی نشان از این مسئله دارد! خب اگر نظرت خیر است، این بودجه را به تلویزیون بده! تلویزیون بیچاره این روزها خیلی وضع مالی اش خراب است. اگر مدنظرت برخورد با مخاطب است، خب در تلویزیون بهتر به این هدف دست پیدا می کنی! وقتی رسانه تلویزیون مجانی است، احتمال برخورد با مخاطب به مراتب بیشتر می شود. بالاخره خیلی از سریالها بوده که خود من ساخته ام که اگر در سینما برای نمایش می گذاشتم حتماً با شکست روبرو می شد، ولی در تلویزیون دیده شده، چون مجانی است و پیام آن بهتر منتقل می شود. تلویزیون امروز وضع مالی اش به حدی خراب است که مسئولینش به زبان آمده اند، بهترین فرصت است برای نهادها و ارگان های دولتی، اگر منظورشان اشاعه فکر و پیامی خاص است که احتمالا آن پیام، یک پیام موجه هم هست. خب در تلویزیون با مخاطب انبوه طرف خواهند بود، پس برای خودشان بهتر است. سینما مخاطب خاص دارد، چرا تو برای انتقال پیام مدیوم بهتر را انتخاب نمی کنی! تلویزیون بهترین فرصت است برای تو!

احتمالاً با سینما دنبال یک کلاس و خودنمایی فرهنگی هم می توانند باشند. به هر حال سینما تحت هر شرایطی ماندگاری دارد و...
کلاس؟! سالن سینما مگر کلاس دارد؟ تلویزیون که بیشتر کلاس دارد! سینما به نظر من کلاسی هم ایجاد نمی کند، چون در سینما همه جور فیلمی اکران می شود! نه! ما در تلویزیون خیلی زود قلاب ارتباط مان با مخاطب برقرار می شود. من یادم است سریالی توسط یکی از دوستان کار شده بود، مسئولی مصاحبه کرد و گفت این کار 4 درصد تماشاگر داشته است. در تلویزیون نابلدی خیلی زودتر خودش را نشان می دهد، چون شب به شب می شود آمار گرفت که سریال دیده شده یا خیر، در سینما فیلم روی پرده می رود و برداشته می شود و هیچکس دیگر سراغ میزان فروش آن را نمی گیرد. بیشتر این فیلم ها در ارتباط و رابطه ساخته می شود تا ضابطه و...

حالا كه بحث به اینجا کشید، بد نیست سراغ علت افت کیفی تلویزیون هم برویم...
افت کیفی در تلویزیون به بی پولی مرتبط می شود. سابقه نداشته در تلویزیون ابتدای سریال بنویسند شبکه یک سیما با فلان برند تجاری تقدیم می کند! این مسئله سابقه نداشته! الان چرا اینگونه شده؟ چون چاره ای ندارد، نمی شود آنتن را تعطیل کرد. در نتیجه خود به خود کیفیت تولید پایین می آید. وقتی هزینه تولید پایین بیاید در نتیجه کیفیت آثار تلویزیونی با افت روبرو می شود.
وقتی سریالی که در حالت عادی باید 8 ماهه ساخته شود، در 2 ماه تولید می شود نتیجه اش چیست؟! وقتی برآورد یک سریال از هر دقیقه یک میلیارد به دقیقه ای 200 میلیون تومان (به طور مثال) می رسد آثار افت می کنند، افراد کاربلد و متبحر جذب کار نمی شوند، چون هر کسی خودش را وارد این مناقصه نمی کند و خروجی اش هم برای تلویزیون ضعیف خواهد بود.

اما قبول کنید اسپانسر و حضورش در آثار تلویزیونی هم لطماتی به تلویزیون زده است. گاهی عدم ارتباط اسپانسر و قصه هم زننده می شود و...
اگر این ماجرا قانونمند بشود، شک نکنید لطمه ای در کار نخواهد بود. خیلی از تلویزیون های دنیا به خصوص بخش خصوصی با همین فاکتور کار می سازند. من یادم هست سالها پیش «دوربین کانن» تبلیغاتی در یک سریال داشت. خرج سریال را کامل داده بود و زمانی از آن سریال را برای تبلیغات گرفته بود ، پس این مسئله به طور کلی اگر قانونمند باشد، اتفاق بدی نیست.
در میان صاحبان کالا هم این مسئله آن طور که باید جا نیفتاده است، آنها فکر می کنند باید تبلیغات مستقیم داشته باشیم تا جبران سرمایه ای که گذاشته اند بشود، در حالیکه اینگونه نیست. به طور مثال اگر یک کمپانی خودرو هزینه ساخت یک سریال را پرداخته باشد، به این رضایت نمی دهد که خودروی آنها فقط دیده شود. حتماً می خواهند راجع به آن خودرو صحبت شود. یادم می آید سر یک سریال، یکی از کمپانی های ماشین های ایرانی به پروژه خودرویی داده بود و می گفت شخصیت های منفی سوار این ماشین نشوند! (می خندد) خب این تلقی اشتباه است و باید اصلاح شود. به نظر من اگر جا بیفتد خودش را اصلاح می کند. حضور اسپانسر و مهیا کردن مشارکت آنها در تولیدات تلویزیون هم پروسه ای طولانی با توقعات مفصل است. مشکلات دو سویه است، هم از سوی تلویزیون که این مسئله جا نیفتاده و هم از سوی دیگر هم صاحبان کالا که توقعات غیر معقول دارند. باز یک برند تجاری آمد از این اف اف های تصویری برای باز کردن درب خانه. صاحبان کالا به این اکتفا نمی کردند که شما فقط از این اف اف در سریال استفاده کنید. می خواست حتماً راجع به اف اف صحبت شود. در کل اگر اسپانسر یک حرفه  و قانونمند شود، اتفاق بدی نیست. تبلیغات غیرمستقیم حتما برای صاحبان کالا مفیدتر واقع خواهد شد. الان در این آشفته بازار، اسپانسر لطمه زننده شده است.

مشخص نبودن اوضاع تلویزیون به لحاظ مالی و محدودیت های موجود در ساخت سریال ها، باعث شده که خیلی از همکاران شما به سراغ مدیوم نو و جدیدی مثل شبکه نمایش خانگی بروند، اولاً شما اصولاً با شبکه خانگی موافقید؟
شبکه نمایش خانگی مدیوم خوبی است برای کار کردن، من هم همیشه راجع به این مسئله گفته ام. متاسفانه شروع خوبی در شبکه های خانگی نداشتیم. کارها نصفه کاره رها شد، یا قول هایی داده شد که اجرا نشد، یا چند قسمت خوب ساختند توقع را بالا بردند و بعد با افت کیفی آثار روبرو شدیم، آب بستند و کارها را جمع کردند و رفتند. این شد که مخاطب شبکه خانگی جا خورد و عقب کشید. مطلب دیگری که به شبکه خانگی ضربه زننده است مسئله قاچاق DVD هاست. تا DVD کار بیرون می آید، کپی می شود و در شهرستان ها با قیمت پایین به بازار قاچاق عرضه می شود همین مسئله باعث شد بازار شبکه های خانگی ضعیف شود. یادم هست در آغاز کارها با تیراژ 700 ـ 800 هزار تا شروع شد، ولی بعداً افت کرد. داود میرباقری با «شاهگوش» شروع خوبی داشت. مطابق نظر مخاطب پیش رفت و اعتماد تماشاگر جذب شد و کار در شبکه خانگی یک مقدار جان گرفت. گویا ضوابط ارشاد هم طوری شده که می شود به آن اعتماد کرد؛ مثلاً گفته اند تصویربرداری تمام شود بعد کار وارد بازار شود.

در واقع ایجاد چهارچوب شده...
بله دیگر نمی توان 10 قسمت ساخت، سپس کار را رها کرد. اگر قانونمند بوده و دارای چهارچوبی باشد که اعتماد مخاطب جلب شود، به نظر من شبکه خانگی مدیوم خوبی است.
خب سینما رفتن سخت است، با وضعیت ترافیک، پارکینگ، هزینه بلیت خود سینما، اگر با خانواده باشی و بخواهی یک ساندویچ هم بخوری که دیگر کلی می شود، تازه می گویند در سالن تخمه هم نباید بشکنید! (می خندد)
طرف می آید یک DVD می خرد می برد خانه، همه دور هم می نشینند سریال را می بینند و هزینه زیادی هم نمی کنند. با 3 ـ 4 هزار تومان می توانند اثری که می خواهند را تهیه کنند و تماشاگر آن باشند. به شرط آنکه اعتماد مخاطب حذف نشود.

و از زاویه دیگر فاصله گرفتن کارگردانان صاحب نام در شبکه های خانگی و فاصله گرفتن آنها از تلویزیون هم به رسانه ملی لطمه زننده است، داود میرباقری، حسن فتحی و... آیا در این شرایط تلویزیون باید شبکه خانگی را رقیب خودش بداند یا خیر؟ آیا شبکه خانگی دوست صمیمی تلویزیون فعلی محسوب می شود؟
به نظر من امروز شبکه خانگی رقیب تلویزیون نیست، چون تلویزیون به این دوستانی که شما الان نام بردید سفارش کار نداده و از آنها دعوت به کار نکرده است. تلویزیون پیشنهادی نداشته که ما بگوییم شبکه خانگی کارگردانها را غُر زده و برده، تلویزیون چون امروز در وضع نامناسبی به سر می برد بچه ها خود به خود برای کار به مسیری می روند که شرایط بهتری داشته باشد.

هیچ نظری موجود نیست: