ه‍.ش. ۱۳۹۵ تیر ۱۱, جمعه

به مناسبت سالروز میلاد استاد کوروس سرهنگ زاده

قدیمی ها - محمدعرفان رفیعی: صدای دلنشین و نیکو یکی از بهترین نعمت های خالق به مخلوق است و خواننده ای که واجد آن است می تواند با حُسن سلیقه و اندکی ذوق و مهم تر از آن دارا بودن استعداد موسیقی در پرورش آن نزد اساتید مجرب کوشا باشد.
و از طرفی نیز شیوه های استفاده صحیح از حجم صدا و با اهمیت تر از آن ، محافظت بی چون و چرا از حنجره،خود از تدبیراتی است که می تواند یک استاد مجرب و با تجربه  به هنرجویان صاحبدل بیاموزد. در طول تاریخ معاصر موسیقی ایران،که میتوانیم شروع آن را از زمان قاجاریه تا کنون در نظر بگیریم ، بازگفت های فراوانی را میتوان دربین اسناد و مدارک بجا مانده از آن دوران یافت کرد؛ که اکثر آنان روایت های اغراق آمیزی را چونان در وصف بعضی از موسیقیدانان بیان نموده اند ، که  امثال آن روایت ها نیز در تذکره ها قابل مشاهده است ، بطوریکه گاهی در بعضی از تذکره ها،چنان روایت های اغراق آمیزی را برای بسیاری از سرایندگان متوسط می توانیم مشاهده کنیم،که اگر شناخت جامعی بر آن سراینده نداشته باشیم میتوانیم آن را بی چون و چرا پذیرا باشیم؛به همین خاطر،گاه در تاریخ موسیقی ایران نیز برخی توضیحات مجامله آمیز در وصف نوازندگان وخوانندگان نه چندان ،ماهربه رشته تحریر درآمده است،که آدمی آن قلم فرسایان محترم را میتواند با نام "قلم به مزدان" محترم معرفی نماید؛اما باید باجرات میتوان اظهار کرد که  تفاوت بسیار زیادی بین شعر و موسیقی است بطوری که در شعر،آدمی  بر اثر مطالعه ی اشعار سراینده میتواند روایت های غلوآمیز را از واقعیت تشخص دهد ولی در خصوص آواز و موسیقی اینچنین نیست،بلکه فقط از زمانی میتوان نسبت به واقعیت آن روایت ها اظهار نظر نمود که اثری صوتی یا تصویری از خواننده یا نوازنده مورد نظر در دست باشد که پس از شنیدن آن میتوان اظهار نظر کرد و این اظهار نظر ها و نقد ها از زمانی به موسیقی ایران روی آوردند که دستگاه فنوگراف (گارامافون) توسط ناصر الدین شاه قاجار وارد ایران شد،از آن سال تا کنون بیش از یک قرن می گذرد و در طی این سالها میتوان با نگاهی اجمالی به موسیقی ایران شاهد فراز و نشیب های بسیاری چه در حوزه شنیداری و چه در حوزه نقد و انتقاد بود؛ بطوری که میتوان این دو معقوله را مکمل یکدیگر دانست و آن را به عنوان پایه و اساس یک موسیقی دلنشین و زیبا که نوید موسیقی دلنشینی را به شنونده خواهند داد، دانست؛ چرا که اگر نقدی در جامعه نباشد خواننده یا نوازنده خوبی تحویل داده نمی شود و به العکس. شعر در ایران با چیرگی قدرتمندانه‌ای که دارد، در آمیزش با موسیقی مجال ابراز وجود مستقل به آن نمی‌دهد. هر چند که اصطلاح ساز و آواز رواج تمام دارد، ولی این آواز (شعرخوانی موسیقائی) است که ساز را به دنبال خود می‌کشد. از همین جاست که آواز اهمیت اساسی در موسیقی ایران پیدا می‌کند. آوازخوان در صدر می‌نشیند و نوازندگان می‌کوشند تا آواز او را به نغمه‌های ساز خود بیارایند.


كورس سرهنگ زاده
حال که چنین است، منطق حکم می‌کند که آوازخوان آشنائی عمیق با شعر و توانائی کافی در عرضه موسیقیائی آن داشته باشد و درست باز همین جاست که پای بسیاری از آوازخوانان موسیقی سنتی ایران می‌لنگد. روح الله خالقی بی‌سوادی اغلب خوانندگان گذشته را سبب اصلی ناتوانی آن‌ها می‌داند. «اینان معنای شعر را نمی‌فهمیدند و چون نمی‌فهمیدند پای‌بند درست ادا کردن آن نیز نبودند و همه حواسشان را به چهچه و غلت و تحریر می‌دادند. از سوی دیگر رسم زمانه این بوده که بلند و به اصطلاح در اوج بخوانند و فریاد بکشند. با چنین شیوه‌ای، خواننده اگر هم می‌خواسته، نمی‌توانسته کلمات را درست ادا کند
پس از بنان که از بهترین خوانندگان روزگار خویش بود ، کوروس سرهنگ زاده را میتوان نخستین کسی که آوازخوانی را از چهارچوب کهنه سنتی به درآورد معرفی کرد ، بطوری که این استاد پیشکسوت در گزینش و عرضه شعر ، ذوق و سلیقه ی خاصی به خرج داده و با بم‌خوانی‌های گرم و مخملی خود به آواز سنتی جلوه‌ای تازه بخشیده است، دهم تیرماه زادروز این استاد بزرگ موسیقی ایران که صمیمانه به ایشان و تمام علاقه مندانشان تبریک و شادباش عرض میکنم و برای ایشان آرزوی تندرستی و شادکامی دارم.
استاد کوروس سرهنگ زاده در دهم تیرماه سال 1316 در شهر پاریز واقع در استان کرمان متولد شدند. تحصیلات ابتدایی خود را در بم و سیرجان به پایان برد و برای ادامه تحصیلات به کرمان آمد و ششم ادبی دوره دبیرستان را در این شهر دنبال و زمانی که به تهران آمد ، در تهران به اتمام رسانید.در تهران ، وی وارد کار مطبوعات شد و سردبیری کیهان کودکان به وی محول گردید ، پس از هشت سال ، وارد کار دولتی شد و در اداره آمار عمومی مشغول به کار و سپس به وزارت کشور رفت و مدت ها در این وزارت خانه مشغول انجام وظیفه گردید و آخرین پست وی ، مدیر کلی تدارکات سازمان نقشه برداری کشور بود.
کوروس سرهنگ زاده بنا به تشویق همکاران مطبوعاتی خود به رادیو رفت و اولین آهنگی را که اجرا کرد ، آهنگی بود به نام ( غریبی ) یا ( شروه ) که یک نوع دشتستانی خاص میباشد که میتوان حالات اجرایی آن را از نبوغ هنری ایشان دانست را اجرا کردند؛ این آهنگ را که مایه یی محلی کرمانی دارد را 6ساله بود که یکبار در شهر کرمان و پس از آن در روی سن دانشکده کشاورزی اجرا کرد.
به هرحال پس از خواندن و اجرای این اهنگ بود که مدیران وقت رادیو از وی خواستند که همکاری خود را با این سازمان ادامه دهد و چون در آن ایام شیوه اجرایی ایشان شباهت با شیوه  مرحوم داریوش رفیعی داشت، معتقد بودند که نباید اجازه داد که سبک از بین برود.از این ایام به بعد بود که همکاری ایشان با هنرمندان بزرگی همچون : حبیب الله بدیعی ، عبدالله جهانپناه ، نصرالله زرین پنجه ، منوچهر لشگری ، عباس خوشدل ، حیدر اسماعیلی و ...
آغاز گشت. کوروس سرهنگ زاده همواره در زندگی از پژوهش و یادگیری هیچگاه غافل نشد بطوری که در همان ایام آغاز فعالیت بود که علاوه بر اجرا به تکمیل دانسته های خود در خدمت عبدالله جهانپناه و نصرالله زرین پنجه پرداخت.
کوروس سرهنگ زاده از سال 1338 با حبیب الله بدیعی آهنگساز و سلیست ارزشمند رادیو آشنا شد و افتخار همکاری با این هنرمند را پیدا نمود و مدت سیزده سال این همکاری ادامه داشت و اولین اهنگی را که بدیعی برای وی ساخت آهنگ شبگرد بود سخت مورد توجه واقع گشت ، اثری که در پیوند با ترانه ای از رحیم معینی کرمانشاهی بود و در مایه ی دشتی ساخته شد بود. در همان ایام بود که سخت مورد توجه داود پیرنیا موسس و خالق برنامه گلها ، قرار گرفت و این علاقه سبب شد تا ایشان از خوانندگان رسمی و پرکار این برنامه رادیویی باشد بطوری که اجراهای بسیار زیادی را از ایشان در سری مجموعه برنامه های گلهای صحرایی و یک شاخه گل پخش گردید و سالیان سال است که التیام بخش روح و جان صاحبدلان ارجمند میباشد.
استاد سرهنگ زاده در اوایل دهه 1340 با بازخوانی ترانه های زنده یاد داریوش رفیعی دین خود را نسبت به این خواننده توانا ادا کرد و یاد وی را مجددا زنده نگاه داشت. از معروفترین آثاری که ایشان از مرحوم رفیعی بازخوانی کردند میتوان به "به سوی تو"  ، "زهره"، "رخت خواب مرا مستانه انداز" و ... نام برد .
وی اشعاری از برخی از ترانه‌سرایان آن ایام  همانند معینی کرمانشاهی ، تورج نگهبان و ایرج نیری را اجرا کرد. علاوه بر بدیعی ، سرهنگ زاده آهنگ‌هایی از مجید وفادار و منوچهر لشگری و .... را هم به زیبایی هرچه تمام اجرا نموده است.
كوروس سرهنگ‏زاده آرزو دارد كه این آهنگ‏ها،بازسازى شده و با اركستر بزرگ اجرا شود.چون معتقد است كه این تصنیفهااز آثار خوب و با ارزش موسیقى سنتى ایران مى‏باشد.
آنچه درباره صدای كورس سرهنگ زاده گفتنی است سوز صدا و تحریر های خاص صدای اوست كه جلوه ای دیگر به كار وی داده است، بطوری که استاد حبیب الله بدیعی در گفتگویی با روزنامه کیهان در سال 54 اظهار میکند :" صدای کورس بسیار لطیف و شیرین ، زیبا و خوش آهنگ است ، کوتاه میخواند ولی در همین کوتاهی ذوق و هنر بسیار نهفته است غلت ها و تحریر های او چون مرواریدی غلطان به هم پیوسته و مانند آب روان است.من از صدای کوروس محسور میشوم و لذتی بی پایان میبرم که فوق ان متصور نیست."
استاد هم اکنون در(مهرشهر) کرج روزگار میگذرانند و تنها آرزویی که در دل می پروراند ، موفقیت روز افزون جوانان در موسیقی ایران است ، که بازهم بتوانند همانند روزگار گذشته شاهد موفقیت های آنان باشند.
برای ایشان آرزوی بهترین ها را داریم و از درگاه خداوند متعال آرزوی سلامتی و تندرستی و شادکامی روز افزون داریم.

هیچ نظری موجود نیست: