ه‍.ش. ۱۳۹۴ آبان ۲۴, یکشنبه

به مناسبت چهلمین روز درگذشت همای تئاتر ایران و روز کتاب و کتابخوانی/ هما روستا: یادتان باشد دفعه بعد که به کافه رفتید یک کتاب هم با خود ببرید

هنرآنلاین: من نمی‌توانم بگویم چه کتابی بخوانید. فقط حرفم این است که کتاب بخوانید، بخوانید و بخوانید. رمان تاریخ، فلسفه و هرچه به دست‌ تان می‌رسد بخوانید.
دامنه دانش خود را گسترش بدهید و در هر زمینه‌ای مطالعه کنید. اما یک توصیه دارم با برنامه‌ریزی مطالعه کنید از کلاسیک‌ها شروع کنید یعنی تمام کلاسیک‌ها را بخوانید.

خانم روستا میانه‌تان با کتاب و کتابخوانی چگونه است؟
میانه‌ام با کتاب همیشه خوب بوده و هنوز هم هست. این علاقه از جوانی در من شکل گرفت. من در مسکو بزرگ شدم در آنجا کتاب چیزی جدا نشدنی از آدم‌ها بود. برایم خیلی جالب بود که وقتی وارد مترو می‌شدم روی پای همه کسانی که نشسته بودند کتاب‌ها باز بود تازگی‌ها که رفتم تبلت هم به آن اضافه شده و من مطمئن هستم که آن هم بخشی از مطالعه آنهاست، تلاشی است که مردم آنجا برای بالا بردن دانش و فرهنگ خود دارند. خلاصه این موج در مسکو مرا هم با خود برد. مدام کتاب می‌خواندم. رمان، فلسفه، تاریخ... پس از ازدواجم با حمید سمندریان هم دیگر بیش از پیش کتاب وارد زندگیم شد. در خانه ما کتاب در هر زمینه‌ای فراوان بود و ما کتابخانه بزرگی داریم.

استاد سمندریان به چه نوع کتاب‌هایی علاقه‌مند بودند؟
حمید سمندریان خودش را هرگز محدود نمی‌کرد و مطالعه وسیعی داشت. کتاب‌های تخصصی تئاتر و نمایشنامه که جای خود دارد. جامعه شناسی، هنر و همه چیز را می‌خواند. با این حال گابریل گارسیا مارکز نویسنده محبوبش بود و آخرین کتابی که قبل از درگذشتش دستش بود از آثار مارکز بود. سمندریان همه آثارش را خوانده بود.

مشخصا برای کسی که کارش تئاتر است تاثیر مطالعه در روند کاری‌اش چیست؟
بگذارید از اینجا شروع کنم شما می‌روید یک تئاتر می‌بینید در خطوط نانوشته‌ای که اجرا برایتان به تصویر می‌کشد چیزی نهفته است و آن جهان‌بینی کارگردان است. کارگردان با اثرش جهان‌بینی خودش را معرفی می‌کند و لازم نیست حرفش را فریاد بزند. خب این جهان‌بینی چطور به دست می‌آید؟ من می‌گویم با مطالعه. کتاب افق جهان‌بینی آدم‌ها را گسترش می‌دهد. ما را با جهان‌های دیگر و زندگی‌های موازی آشنا می‌کند. برای بازیگر هم همین طور است کتاب ما را در زندگی شخصیت‌های دیگر شریک می‌کند. رمان کمک می‌کند که رابطه‌ بین آدم‌ها را بشناسیم و می‌شود اینها را در کار بازی یا کارگردانی به کار گرفت.

خواندن چه کتابی را به مخاطبان ما توصیه می‌کنید؟
من نمی‌توانم بگویم چه کتابی بخوانید. فقط حرفم این است که کتاب بخوانید، بخوانید و بخوانید. رمان تاریخ، فلسفه و هرچه به دست‌تان می‌رسد بخوانید. دامنه دانش خود را گسترش بدهید و در هر زمینه‌ای مطالعه کنید. اما یک توصیه دارم با برنامه‌ریزی مطالعه کنید از کلاسیک‌ها شروع کنید یعنی تمام کلاسیک‌ها را بخوانید. چخوف و بالزاک و داستایوفسکی و دیگران... در کنارش به مدرن‌ترها و معاصرترها برسید. آن وقت است که متوجه چگونگی تغییر سبک‌ها می‌شوید. متوجه می‌شوید که دنیای ما چه فرقی کرده از کجا و چگونه به این جا رسیده؟ خیلی چیزها دست‌تان می‌آید و من به این می‌گویم رشد... بله رشد می‌کنید!

حرف آخر...
از کتاب گفتید می‌خواهم از بچه‌های جوان بخواهم کتاب بخوانند. هر کاری که می‌کنند اشکالی ندارد. می‌خواهند دور هم جمع شوند به کافه بروند و شیطنت کنند؟ اشکالی ندارد ولی یادتان باشد دفعه بعد که به کافه رفتید یک کتاب هم با خود ببرید.

هیچ نظری موجود نیست: